خیانت همسر یکی از مسائلی است که کنار آمدن با آن برای خیلی از زوجین بسیار سخت است.
آیا می خواهید که رابطه تان پس از خیانت همسرتان نجات یابد یا خیر؟
اگر ما به شما بگویم که چطور می توانید خیانت همسر تان را ببخشید و همزمان رابطه تان را بهبود دهید، چه؟
این سوال که چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم و او را ببخشم یکی از سوالات عمده افرادی است که خیانت دیده اند.

چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم ؟
در حال حاضر، شما نمی دانید که چطور ممکن است خیانت را بخشید …
آیا اعتقاد دارید که بخشش کامل ممکن است؟ این که شما و همسرتان می توانید رابطه خود را بهبود دهید و همه چیز می تواند به همان شیوه ای که قرار است برگردد؟
اگر می خواهید شما و شریک زندگیتان به نوعی ازدواج شاد داشته باشید، این مقاله مختص به شماست .
آنچه باید بدانید، قبل از یادگیری این که چگونه می توانم خیانت همسرم را ببخشم؟
همان طور که این مقاله را می خوانید، دقیقا می دانید که چه کاری می توانید انجام دهید تا شانس خود را برای بازگشت شادی به زندگیتان انجام دهید.
شما تنها می توانید با یک نفر ازدواج کنید.
بر خلاف هر رابطه دیگر که در زندگی خود داشته اید (والدین خود را حساب نکنید)، شما انتخاب های زیادی برای دوستی، ارتباط گرفتن با افراد مختلف و … داشته اید. با این حال، تفاوت دوستی و ازدواج این است که تنها یک نفر وجود دارد که می توانید با او باشید. شما باید با هر کدام از مزایا و نقص های او زندگی کنید.
ممکن است با خیانت همسرتان به فکر جدایی افتاده باشید و پشیمان از این که همسرتان را انتخاب کرده اید، اما واقعیت این است هر کسی اشتباه می کند، هم مردان و هم زنان.
بله ممکن است که زنان یا مردان دیگری وجود داشته باشند که خیانت نکنند، اما آیا آنها خوب مطلق هستند؟ آنها نیز مشکلات خاص خود را دارند که می تواند به همان اندازه بد آسیب برساند.
به نظر افرادی که خیانت دیده اند، این امر بدترین کاری است که می توان در زندگی زناشویی انجام داد. این نظر مورد تایید است. اما این بدان معنا نیست که شما نباید به همسرتان فرصت دهید. شاید خیانت همسرتان تلنگری به شما باشد که رابطه تان را ترمیم کنید.
آیا امکان دارد همسرتان را ببخشید؟
بله، می توانید همسر خود را دوباره با شور و اشتیاق واقعی دوست داشته باشید.

تنها باید یاد بگیرید چگونه او را ببخشید.
بخشیدن یک همسر خیانتکار بسیار دشوار است. اما با گذشت زمان مطمئنا می توانید انجام دهید. همه ما ضعف ها و اشتباهاتی مختص به خودمان داریم.
هیچکدام از ما نمی توانیم بگوییم کامل هستیم. خود شما نیز دارای نقص هایی هستید و در مواردی نیاز به دادن فرصت هایی برای جبران هستید. بنابراین اگر همسرتان خواهان فرصت برای جبران خطایش است، به او این فرصت را بدهید. بخشش، بخش بزرگی از زندگی است .
چگونه اعتماد خود را بازسازی کنید:
اعتماد ریشه در احساس امنیت نسبت به شخص دیگری دارد. وفاداری، دروغ و یا عهد شکستن می تواند به شدت به اعتماد بین شوهر و زن آسیب برساند.
این لزوما به این معنی نیست که این رابطه دیگر نمی تواند نجات یابد. اگر چه بازسازی اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد، اما اگر هر دو طرف به این روند متعهد باشند، ممکن است.
شما به زمان زیادی برای بهبود و تقویت رابطه نیاز دارید. بازیابی از آسیب های ناشی از شکست اعتماد نیاز به صبر دارد.
تحقیقات نشان داده است که زوجین باید پنج نقطه زیر را در نظر بگیرند تا به طور موثر اعتمادشان بازسازی شود:
- دادن اطلاعات
- آزاد کردن خشم
- نشان دادن تعهد
- بازسازی اعتماد
- بازسازی رابطه
اطلاعات را بدهید:
حتی در مواردی که ظاهرا مشخص است، در خیانت، همیشه دو طرف وجود دارد. کسی که خیانت کرده است باید اطلاعات اولیه و صادقانه به همسرش بدهد و به هر سوالی از طرف شریک زندگی خود پاسخ صریح بدهد .بهتر است خیلی جزئیات را موشکافی نکنید.
خشم خود را آزاد کنید:
حتی نقض جزئی اعتماد می تواند منجر به مشکلات ذهنی، عاطفی و جسمی شود.
ممکن است خوابیدن یا اشتها را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است از بروز خشم خود جلوگیری کنید اما این به نفع شما نیست . شریک زندگی تان را از تمام احساسات خود آگاه کنید و هرگونه خشمی را بروز دهید. البته این بروز خشم نباید با توهین و تهدید و تحقیر همسرتان باشد . حتی شریک متخلف نیز تشویق شده است تا هر گونه احساس خشم و عصبانیت را که ممکن است از زمان قبل از حادثه پنهان شده است، بیان کند.

نشان دادن تعهد:
هر دو طرف، به ویژه فرد خیانتکار، باید نوع رابطه را بررسی کنند و از این که آیا این رابطه هنوز برای آنها درست و قابل جبران است، مطمئن شوند .
سرخوردگی و خشم؛ نشان دادن احترام و پشیمانی؛ و اجازه بهبود احساسات آسیب دیده، می تواند برای هر دو طرف موثر باشد. از این رو، تعریف آنچه که هر دو طرف به چه چیزی در رابطه نیاز دارند ، می تواند کمک کند که شریک زندگی چه انتظاراتی از طرف مقابل دارد.
بازسازی اعتماد:
بازسازی اعتماد طول می کشد و نیاز به مواردی دارد.
- تصمیم بگیرید که گذشته را رها کنید. در حالی که دستیابی به این هدف به طور کامل ممکن است طول بکشد، اما رسیدن به آن بسیار مهم است.
- شما نمی توانید اعتماد شکسته را تنها با وعده ها و اظهارات بهبود دهید. علل اساسی برای خیانت باید شناسایی، بررسی و توسط هر دو نفر به حالت تعلیق درآید.
- از احساسات درونی خود مطلع شوید و افکار خود را به اشتراک بگذارید. ترک طرف مقابل چیزی را حل نمی کند. مهم است آشکارا جزئیات را مورد بحث قرار دهید و خشم خود را بروز دهید.
- با یکدیگر صادق باشید. دروغ های بیشتر وضعیت را خرابتر می کند.
هنگامی که نکات فوق از طرف هر دو نفر مورد توجه قرار گرفتند، به طور آشکارا درباره اهداف خود صحبت کنید و به - طور مرتب چک کنید تا مطمئن شوید که در مسیر بهبود اعتماد هستید.
بازسازی رابطه:
هنگامی که زوج متعهد به بازسازی اعتماد است، باید برای بازسازی رابطه تلاش کنند. هر دو طرف باید چیزی را که واقعا نیاز دارند و از شریک زندگی خود انتظار ندارند، بازگو کنند.
به یاد داشته باشید که تمام روابط نیاز به تلاش دارند. حتی صمیمی ترین زوج ها باید در زمان زیادی تلاش کنند تا رابطه شان بهبود یابد.
چرا نمی توانم خیانت همسرم را ببخشم ؟
اعتماد بعد از خیانت به سختی باز می گردد. شما همیشه این دوره را به عنوان یکی از سخت ترین دوره های زندگی تان خواهید دانست، اما این بدان معنا نیست که گذر از آن ممکن نباشد، بلکه به معنای سخت بودن آن است.
سالها بعد درد و رنجتان را فراموش خواهید کرد ولی این رویداد فراموش نمی شود. رک می گوییم که فراموش کردن غیرممکن است.
خوب پس امیدواریم که وقت خود را تنها بر یک هدف متمرکز کنید:
همسرتان را به خاطر خیانت ببخشید.
بخشش قبل از فراموشی می آید. بخشیدن خیانت همسرتان باید یک هدف واقعی باشد. اگر اعتقاد داشته باشید که زندگیتان می تواند نجات یابد و هر دو مایل به انجام هر کاری برای بهبود رابطه تان باشید، زمان آن است که عشق به زندگی تان برگردد.
نکاتی برای تحمل خیانت همسر
در ادامه برخی از نکات کلیدی یادآوری شده است که به شما که در تلاش برای بهبودی از خیانت هستید، کمک می کند.
- روزهای اولیه برای بهبود شما زود است و باید صبر کنید.
- رد شدن از این بحران راحت نیست.
- شما مدام در حال کنترل شریک زندگیتان هستید، اما در واقع تنها چیزی که می توانید کنترل کنید، افکار، واکنش و رفتار خودتان است.
- انتظار اعتراف کامل دارید، اما خیلی از خیانت دیده ها ماه ها برای اعتراف جزئیات صرف می کنند و این تنها باعث به هم ریختگی بیشتر می شود.
- باید اعتماد به نفس خود را دوباره به دست بیاورید و اعتقاد داشته باشید که ارزش عشق شریک زندگیتان را دارید.
- باید روی این موضوع تمرکز کنید که شریک زندگیتان می خواهد تغییر کند.
- شما شکستی قابل فهم داشته اید. بنابر این به اصول اولیه بروید. مثل بهبود ارتباطات و اجازه ندهید که از بهبود رابطه تان جلوگیری شود.
- گذشته را رها کنید.
- بیش از حد بر آنچه اتفاق افتاده تمرکز نکنید و خودتان را سرزنش نکنید.
- خشم خود را بروز دهید.
- برای حل مشکلات عجله نکنید، بر شریک زندگی خود فشار نیاورید، این تنها مشکلات را پیچیده تر می کند.
- وقت آن است که صحبت کردن را متوقف کنید و به حرف های همسرتان گوش دهید.
کمک گرفتن از افراد متخصص
در مواجهه با خیانت خیلی از زوجین کنترل رفتار خود را از دست می دهند و نمی توانند راه درست را تشخیص دهند. این امر کاملا طبیعی است. خیانت ضربه سنگینی به افراد وارد می کند و روی جسم و روح آنها اثر مستقیم دارد. بنابر این اگر می خواهید از این بحران به درستی خارج شوید و زندگیتان را بازسازی کنید، توصیه می کنیم در تمام مراحل احساسی که در حال تجربه اش هستید، از مشاوره افراد متخصص کمک بگیرید.


145 پاسخ
سلام.رووزتون بخیر-من 8ساله باشوهرم زندگی کردم ویک پسر4ساله دارم دیشب از گوشی شوهرم که دستم بود پیامی راخواندم که نوشته بود سلام مریم من حسن هستم امروز کارمیکنی وقتی این پیاموخوندم باخونسردی تموم ازش پرسیدم که این چیه دست روی قران گذاشت که نه من اینونمیشناسنم ونه رابطه ای دارم اما بعدشم گفت گوشی دوستم خاموش بوده به خانمش از طریق گوشی من تماس گرفته ولی همونجا بهش گفتم اگه منودوس داری همین الان به دوستت زنگ بزن این سوئ تفاهم حل کنه اما نکرد وگفت ابروی منو میبری پیش دوستم هرچی التماس وخواهش کردم اینکارو نکرد وفقط میگفت توبه من اعتماد نداری ولی بهش گفتم اگه امشب زنگ نزنی دیگه برو وکنارم نباش ودوست ندارم تا صبح خودم خوردم از غصه اما یکبار نیومد ازدلم بیرون بیاره وباهم صحبت کنه حال چیکارکنم وزندگی وپسرمو دوست دارموایاخانواده امو از این مسئله اطلاع بدم نگرانم که اونا قصه بخورن دارم میمیرم از غصه خواهش میکنم راهنماییم کنید
سلام دوست عزیز
دلیلی نداره هنوز که این مساله حتی برای خودتون کامل مشخص نیست که چی بوده پای خانواده ها رو وسط بکشید بهتره این مساله در درون خانواده و بین خودتون حل بشه مساله بعد اینکه غصه خوردن و آزار دادن خودتون چه فایده ای داره پیشنهاد میکنم اینبار کمی جدی تر ازایشون بخواین براتون توضیح بده که مساله چیه و اگر باز هم طفره رفت و کماکان شما سردرگم بودید یا با ایشون یا اگر همراهی نکردند حتما خودتون به یک مشاور و روانشناس مراجعه کنید
سلام من و همسرم ۳۶ سال داریم و حدود ۸ سال از زندکی مشترکمون میکذره و یه دختر ۱.۵ ساله داریم .حدود ۶ ماه پیش متوجه خیانت همسرم شدم.وچون همه چیز واضح بوذ نتونست انکار کنه.و بعدش گفت تموم کردم و من دوباره متوجه شدم هنوز با هم هستند این روند۴ ماهه ادامه داست یعنی مرتب میکفت تموم شده و من مجدد متوجه ادامه رابطه میشدم تا این که تصمیم به جدایی کرفتم و ماجرا رو به خانواده دوطرف کفتم و بعد از اون حدود دوماهه که با التماس و خواهش از من خواست که بهش. فرصت بدم ببخشمش و ظاهرا خودش از کارش خیلی پشیمون هست.و در طی این مدت رفتار مشکوکی ندیدم .ولی مشکلی که هست من نمی تونم بهش اعتماد کنم نمی تونم با موضوع کنار بیام از لحاظ روحی وجسمی خیلی اسیب دیدم و اذیت شدم.الانم هرجی سعی میکنم در موردش حرف نزنم و بحث نکنم نمی تونم همش فکر می کنم دوباره بهم خیانت میکنه.اصلا احساس ارامش ندارم.همش ارزو میکنم بمیرم یا الزایمر بگیرم شاید به ارامش برسم .لطفا منو راهنمایی کنید که چطور با این موضوع کنار بیام و حداقل کمتر اسیب ببینم.ممنونم.
سلام دوست عزیز
معمولا بعد از وقوع خیانت حالا از طرف هر کدام از زوجین این حس بی اعتمادی و عدم توانایی در فراموش کردن اون اتفاق و ناراحتی وجود داره ولی باید به فکر راه حلی برای بدست آوردن آرامش و اون اعتماد برای ادامه زندگی باشید اینکه دیگه خطایی از طرف ایشون ندیدید و خیلی پشیمون هست بستگی داره به خودتون که ببخشیدش یا نه اما اگر میبخشید باید بخشش شما به معنای رها کردن این مساله باشه یعنی دیگه نباید بهش فکر کنید
به نظرم با توجه به گسترش روابط نامشروع و خیانت و جنایت و کلا آسیبهای اجتماعی بهتر است که یک وزارتخانه جدید ولی کوچک و چابک با نام
وزارت خانواده و جوانان و مقابله با آسیب های اجتماعی
در کشور تاسیس شود این وزارت خانه کوچک ولی پویا می تواند متشکل از مرکز زنان و خانواده ریاست جمهوری و سازمان ملی جوانان که پس از ادغام با وزارت ورزش عملا از بین رفت و سازمان بهزیستی و اگر رهبری موافقت کند کمیته امداد باشد.
این وزارتخانه می تواند اتاق فکر و ستاد ساماندهی به مسایل و مشکلات اجتماعی باشد.
سلام و وقت به خیر
من متوجه منظور شما نشدم
با سلام
مدت یک ماهه از خیانت همسرم مطلع شدم زندگی ارام و پر از عشقش داشتیم بعد از ٣۶سال حدود ٣سال خیانت میکرده و حتی این خانم رو تو خونه من اورده و از من میخواست که تلفنی دعوتش کنم تو مهمونیها. همکار بودند. در نبود من در خانه در تخت و زندگی من همه حریمهای خصوصی من ورود کرده و از من و بچه هام هم برای نزدیک شدن به ایشون مایه گذاشته. من موندم و نا باوری و دیوانگی. بخشش جایی داره وقنی حتی از من و زندگی و بچه هام سوئ استفاده شده هیچ حسی بهش ندارم حتی گاهی متنفرم
سلام و وقت به خیر
از این ماجرا که آگاه شدین چند وقت گذشته ؟ الان در چه شرایطی هستین؟
باید بدونید افراد در هر سن و موقعیت وشرایطی امکان خطا و اشتباه وجود داره
مهم اینه که همسرتون از کارش واقعا پشیمان باشه و عذر خواهی بکنه و جبران
بکنه اشتباهش رو
سلام
خسته نباشید
مطلب خوب بودولی یک جای خالی داشت
یک سری تمرینات برای بهبود رابطه و افزایش صمیمیت میدادید
ولی درکل خوب بود
سلام و وقت بخیر
در مطالب و مقالات دیگه گفته شده راهکارهای افزایش صمیمیت
سلام من و شوهرم با یکی از دوستان شوهرم و خانمش در ارتباط بودیم وما یه پسر هفت ساله و اونا یه پسر شش ساله دارن ارتباط ما با اونها روز به روز صمیمی تر شد و من با خانمش شدم دوست صمیمی بعد از چند سال رابطه و رفت و امد فهمیدم شوهرم دیگر تمایلی ندارد با انها رفت و امد کنیم و حتی جلوی من را میگرفت تا با اون خانم که دوستم بود بیرون نرم و میگفت خانمش با من بی احترامی میکنه خلاصه اینکه یه روز اومد پیشم و اعتراف کرد که با اون خانم که دوست صمیمی من بود عاشق هم شده اند و یکسال با هم عاشقی کرده اند البته گفت هیچ گونه رابطه لمسی در کار نبوده و فقط حرف زدن و ابراز علاقه بوده و گفت اخیرا اون خانم گفته که نمیخواد به این علاقه ادامه بده و شوهرم به شدت به هم ریخته بود و از من کمک میخواست من نمیتوانم با موضوع کنار بیایم او دوست صمیمی من بود و این یکی شوهری که عاشقش بودم نمیدانم چکار کنم ؟؟شوهرم میگه کاری کن باز عاشقم بشه تا بعد ولش کنم و خنک بشم اما من عصبی و کلافه ام دارم دیوونه میشم
سلام و وقت به خیر
موضوعی رو که عنوان کردین نیاز به اطلاعات بیشتری دارم برای راهنمایی دقیق تر
شما چند سالتونه و همسرتون چند ساله هستن؟
اون خانمی که دوستتون هستن چه سنی دارن؟
شما روی قاطعیت خودتون کار کنید در برابر خواسته همسرتون جدی برخورد کنید
الان شما از چه موضوعی بیشتر عصبانی هستین خواسته همسرتون و یا اتفاقی که بین
همسرتون و اون دوستتون افتاده؟
دست از مقایسه خودتون و اون خانم بردارید اینکه ایشون چه ویژگیهایی داشته که همسرتون به سمت
اون خانم رفته . روی اعتماد به نفس و عزت نفس خودتون کار کنید و حتما از همسرتون بخواهید که از فکر انتقام و…
بیرون بیان و به جای وقت صرف اون رابطه روی ارتباط زندگی خودتون زمان و انرژی بزارید
بهتره با یک مشاور تلفنی حرف بزنید که اطلاعات دقیق رو بدین و بیشتر نتیجه بگیرید
سلام من ی سال عقدم چندماه پیش فهمیدم شوهرم بهم خیانت میکنه با ی خانم مطلقه خیلی احساس پشیمونی کرد وقتی دید فهمیدم اما باز تکرارش کرد اخرین بار دست ب خودکشی زدم بد ۳ماه قهر اومده ک بریم سر زندگی اشتی کنیم تواین مدت میرفتم سراغش میگفت ن میخوامت الان اومده میگ باهاش نیستم قبولش کردم ولی ی چیزایی دیدم فهمیدم بد خودکشیم تواین ۳ماه ک هیچجوره منو قبول نمیکرد باهم رابطه داشتن و خانواده شوهرم هم باخبر هستن الان تو ی قدیمی عروسی هستیم واقعا موندم عاشقانه دوستش دارم ولی میخوام اگ قراره باز ادیت شم شروع نکنم زندگی مشترک روخودش ک قسم میخوره ک تموم شده همه چی اشتباه کردم دعام کرده بود و اینا کمکم کنید اخه ما عقدیم چرا اینکارو کرد.دلیلی برا کارش نداره.و اینکه اون خانوم از لحاظ مالی شوهرمو ساپورت میکرد سوال تو ذهنم اینه اصلا چی شد یهوایی شوهرم اومده سراغم برا زندگی چرا رابطه اشو بااون قطع کرده کسی ک تا ی هفته پیش میگفت میخوام طلاقت بدم اومده سراغم.توروخدا کمک کنید مشاوره رفتم بی فایده بود.
سلام و وقت به خیر
قبل از هر موضوعی باید در مورد ازدواج و عروسی تون دست نگه دارید
نشانه هایی که می بینید رو بهش توجه کنید و با خوش بینی از کنارش رد نشید
متوجه نشدم ازاینکه مشاوره رفتید ولی جوابی نگرفتید یعنی چی آیا باهم مشاوره رفتید و یا تنهایی ؟
احتمال داره با توجه به اینکه رفتار خودکشی داشتید و از نظر احساس عنوان میکنید که عاشقش هستید
و چند بار شما رفتید سراغش پس خود شما شخصیت وابسته ای دارید و نمی خواهید که با این مسئله روبرو بشید و بپذیرید
این موضوع باید بررسی بشه در خود شما . دلیل اینکه اون آقا اومدن و میخوان که رابطه رو ادامه بدن رو هر چیزی میتونه
باشه پس بهتره که چشمتون رو روی واقعیت ها نبندید . با توجه به اینکه شما مشاوره رفتید و بی فایده بوده احتما در انکار هستید.
با سلام من یک زن ۲۶ ساله هستم همسرم ۲۴ سالشه تقریبا ۹ماه پس از ازدواجمون من متوجه شدم ک شوهرم بهم خیانت کرده همو خیلی دوس داشتیم و همین باعث شد خیلی آسیب ببینم وقتی متوجه شدم حالم از خودمو زندگیمو شوهرم بهم خورد نمیدونستم چیکار کنم مساله رو باخانواده شوهرم درمیان گذاشتم اونا خیلی باهام حرف زدن تا یکم آروم شدم مادر شوهرم خودش باهاش حرف زد ک چرا این کارو کردی اونم فقط اظهار پشیمانی کرد و بخاطر اینکه زندگیمان نپاشه اومدیم ترکیه زندگی کنیم و در ضمن منم بروش نیاوردم خیانتشو و بجاش رو خودم و رفتارهای بهتر باهاش کار کردم الان دوساله ترکیه زندگی میکنم و یک فرزند چندماهه دارم و هروقت ب خیانتش فکر میکنم داغون میشم ناراحتی اعصاب پیداکردم و الان متوجه شدم هنوز داره با همون زنه چت میکنه خیانتیم ک کرده بود در حد رابطه هم انجام داده بود..وخیلی بچه پرویه اصلا یجوری رفتارمیکنه ک انگار خطایی انجام نمیده ونمیزاره دست ب گوشیش بزنم خواهش میکنم کمکم کنید با چنین فردی چگونه برخورد کنم دارم دیوونه میشم
سلام و وقت به خیر
عزیزم شما در سن پایین ازدواج کردین و همسرتون از شما کوچیکتره همسرتون هنوز هم به ثبات بلوغ فکری اجتماعی نرسیده
این فرد از نظر بعد تعهد فرد متعهدی نیست در سال اول باید با نظر یک مشاور و یاد گرفتن مهارتهای زندگی زوجی مسئله زندگیت
رو حل میکردی چون فرد یاد نگرفته در زندگی زوجی چه طور به تعهدات پایبند باشه .
و مسئله ای که الان داری رو در ابتدا باید بپذیری که این فرد متعهد نیست و اون رابطه ارزش بالایی براش داشته و داره مخصوصا که
نمی خواد بپذیره و قبول اشتباه نداره و سعی در اعتماد سازی مجدد نمیکنه . خودت رو گول نزن این فرد این ویژگیهای منفی رو داره
برات سخته که قبول کنی ولی نشانه هایی رو که میبینی نادیده نگیر . روی توانمند سازی خودت کار کن که بتونی تصمیم درستی رو بگیری
بهتره از یک مشاور به صورت تلفنی و یا حضوری کمک بیشتری بگیری
سلام من یک ساله که ازدواج کردم شاغلم و معمولا کل روز درگیر سر کار هستم شوهرمم همچنین اونم همیشه سر کاره و اتلیه داره. من تازگی فهمیدم که تو اینستاش عشق سابقش که متاهل هستن به همسرم پی ام داده و وقت عکاسی خواسته و شروع کرده از گذشته گفتن و همسرم هم باهاش شوخی های بی ادبانه کرده بود. حالا من اینو فهمیدم و بهش گفتم دعوامون شد و ابراز پشیمانی و اشتباه کرد من به اون خانومم فحش و ناسزا گفتم. الان نمیتونم بهش اعتماد کنم همش فکر میکنم حتما بازم درگیر اونه خیلی ناراحتم
سلامو وقت به خیر
اینکه همسرتون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران اون مسئله داره خیلی خوبه
باید روی ارتباطتون فوکوس کنید و اون موضوع رو مدام در موردش حرف نزنید و همسرتون رو سرزنش نکنید
در هر دعوا و بحثی به اون جریان اشاره نکنید .
خلاها و کاستی های رابطتون رو بررسی کنید در مورد انتطار و توقعات خودتون و همسرتون در حوزه های
رفتاری و کلامی و احساسی و جنسی و خانوادگی و مالی صحبت کنید . ارتباط عاطفی تون رو با همسرتون قوی تر کنید
روی عزت نفس خودتون کار کنید و برای اینکه دچار وسواس و نشخوار فکری در این مورد نشوید حتما باید برای روزهای
خودتون برنامه های مشخص و برنامه ریزی دقیق و اهداف مشخص کنید .
سلام
میشه کمکم کنید نمدونم چجوری شروع کنم منو شوهرم سه سال دوست بودیم والان تو دوران عقد هستیم ک م شهرستانی هستم هرچن ماه یبار میرفتم تهران ولی چون نزدیک مراسمم اومدم خونه خودم شوهرم خیلی مشکوک بود همیشه گوشیش سایلنت بود تا اینکه موقعه ک خواب بود گوشیشو باز کردم ک ای کاش هیچوقت باز نمیکردم
چتاشو با دخترای دیگ دیدم (سکسچت)
دارم دیونه میشم بهش گفتم خیلی اظهار پشیمانی کرد وگریه کرد ولی دیگ نمیتونم اعتماد کنم خیلی دوستشم دارم زندگیمو خیلی دوس دارم ولی نمیتونم با این قضیه کنار بیام
سلام و وقت به خیر
با توجه به شرایطی که دارید و هنوز ازدواج نکردین قبل از مراسم رسمی و عروسیتون حتما حتما باهم
به جلسه مشاوره بروید چون فاصله ای که شما دارید از نظر مسافتی باعث میشه شناخت درست و کاملی
در مورد همسرتون پیدا نکرده باشید
سلام دوستان مطمنم مشکلی که من دارم خیلی فراتر از شماهاست من ۳۵ سالمه و همسرم ۳۱ یه بچه دو ساله هم داریم از دوران نوجوانی عاشق هم بودیم و ازدواج کردیم برخلاف میل باطنی خیلی ها من و خانمم کارمند هستیم زندگیمون خوبه ولی با این وضع اقتصادی پس انداز نمیشه کرد چون هزینه ها واقعا بالاست من از چشمهایم بیشتر به زنم اعتماد داشتم چون واقعا فهمیده بود و خودش هم بچه طلاق بود توی زندگی هیچ کم و کسری نزاشتم براش از خوراک پوشاک محبت توجه احترام مسایل جنسی فوق العاده همکاری توی خونه هر چیزی که فکرشو بکنید حتی توی روابطش و پوشش هم محدودش نمیکردم چون کارش جوریه که با افراد مهم جامعه سر و کار داره خلاصه یک سال پیش متوجه شدم که باید از خونه سازمانی بلند بشیم و در به در دنبال خونه میگشتیم تا اینکه خانمم به واسطه روابطش و از طریق یه فرد مهم یه خونه سازمانی تهیه کرد و از این جا من با اون فرد آشنا شدم ولی خوشبختانه ما رو از خونه سازمانی بیرون نکردن و ماندگار شدیم ولی این یارو به هر طریقی به من زنگ میزد و خیلی بهم کمک میکرد تا جایی که خودم شک کردم چرا اینقدر هوامو داره بهم برادر میگفت و من خیلی دوستش داشتم نماز میخواند محترم بود با هم رابطه خانوادگی برقرار کردیم اینو بگم این بنده خدا تنها بوی زن و بچش شهر دیگه ای بودن بعد یکسال رفت و آمد دقیقا یک ماه پیش که خونمون بود من از آشپز خونه اومدم بیرون و یه لبخند خیلی مشکوک روی لب خانمم و اون طرف دیدم شیطونیم گل کرد گفتم ببینم اینا راجبه چی حرف میزنن دوربین گوشیمو روشن کردم و گذاشتم روی مبل و به بهانه دستشویی رفتم وقتی برگشتم و گوشیمو چک کردم صحنه ای دیدم که قلبم داشت ایست میکرد دیدم زنم عشقم در نبود من با یارو لب میگیره و کارهای خلاف میکنه هیچی نگفتم تا طرف رفت بعد خوانممو خواستم وارش سوال پرسیدم که با فلانی رابطه داری گفت نه جون خودمو و دخترمو قسم دادم بازم گفت نه قرآن آوردم دست روی قرآن گذاشت بازم قبول نکرد وقتی بهش گفتم فیلمتو گرفتم دیدم خشکش زد و اشکهای من بود که میریخت تا جنون پیش رفتم تا صبح کارم سیگار کشیدنه بعدها اعتراف کرد که همین چند وقت پیش باهاش سکس هم داشته من آرش پرسیدم چرا این کار رو کردی گفت نمیدونم مغزم کار نمیکرده من الان توی یه جهنمی گیر کردم ندارم میسوزم خودش همش گربه میکنه میگه اشتباه کردم منو ببخش و من به این فکر میکنم که این خانم یکسال با این رفیق بوده و منو درو میزده و باهاش رابطه داشته دلم برای بچه دو سالم میسوزه چرا زنم همچین کاری رو کرد در حالی که هیچ کم وکسری نداشت فقط بخاطر اینکه از طریق اون فرد بتونه موقعیت شغلیشو ارتقا بده . ایا زندگی کردن با این زن درسته؟ تو رو خدا راهنمایی کنید من هنوز عاشقشم ولی دارم عذاب میکشم?????
سلام و وقت به خیر
شما از نظر احساسی الان دچار آسیب روحی شدین و شرایط سختی دارید
قبل از اینکه اقدامی کنید اول به خودتون فرصت بدهید که چند روزی حال بد و شوکی را داشته باشید
در نظر داشته باشید که هر انسانی دچار اشتباه و خطا میشه و باید دلیل و علت اون اشتباه بررسی بشه
نمی خوام رفتار همسرتون رو توجیح کنم . اگر همسرتون پشیمونه و میخواد که اشتباهش رو جبران کنه به
خودتون و همسرتون و رابطتون یک فرصت دوباره بدهید . برای برگشت اعتمادتون شرطهای منطقی رو برای
همسرتون بزارید و به اون فرصت جبران اشتباهش را بدهید .
در این زمان بهتره از یک مشاور کمک بگیرید
در این زمان بهتره از یک مشاور کمک بگیرید
باسلام .خانم عبدالهی شما خودتان نیاز به مشاوره دارید.آیا زنی که به این صورت به شوهر منطقی و با اخلاقش خیانت میکنه، به جان شوهر و بچه اش قسم دروغ میخوره باید فرصت داده شود؟
سلام و وقت به خیر
این مسائل نیاز به برسی و ارزیابی دقیق داره که باید در جلسات مشاوره انجام بشه
باعرض سلام و خسته نباشید
و تشکر از راهنماییتون
اینجانب با مردی ازدواج کردم که از مجردی عاشق همکارش بوده و خانواده با ازدواجشون مخالفت کردن به دلیل نقص عضو و من در دوران نامزدی متوجه رفتارهاش شدم وبهش گفتم چرا اینطور رفتار میکنی گفت یه موضوعی هست با گذشت زمان بهتر میشه و تا حدودی مشکل رو بهم گفت و بعد ها بهونه که اگه کارمون به طلاق برسه چی میشه که از رفتارهاش تعجب میکردم و رابطه صمیمی دیگه باهم نداشتیم بعد ده سال به طور اتفاقی متوجه پیام و تصاویری که از همون خانم به همسرم شد ه بود شدم زندگیم از اول با این مرد اشتباه بود چون عاشق شخص دیگه ای بود و به من خیلی واضح نمیگفت و وقتی خیلی رفتاراش عادی نبود پرسیدم گفت ولی نگفت که با هم رابطه نداشتن وقتی بعد ده سال پیاماشو دیدم شکه شدم و چون پیگیر شدم و فهمیدم همکارشه و بد تر از همه همون مورد دوران مجردیش بوده شکه شدم و خواستم ابروریزی کنم که چرا دو تا همکار ؟؟؟؟
که حق طلاق رابهم داد
بعد از یک سال پشیمون شده که حق طلاق داده و میگه پس بده
درحالیکه من هنوز ذهنم درگیر پیامهایی و تصاویری هست که اون خانم به همسرم داده هستم
و الان دو فرزند دارم چگونه با این مرد و رفتارهاش کنار بیام ؟؟؟؟…
سلام و وقت به خیر
در مورد مشکلتون خیلی خیلی کلی صحبت کردین. حق طلاق رو به همسرتون پس ندین ولی روی روابط و انتظاراتی که همسرتون از شما داره آگاهی و اطلاع بدست بیارید. روی نقاط ضعف های رابطتون کار کنید. هر فردی ممکنه اشتباه بکنه ولی قبول اشتباه و پذیرفتن اون و سعی در جبران اشتباه مهمه و فرصت جبران روشما باید به ایشون بدین.
سلام من حدود 12 سال پیش ازدواج کردم واینکه بدونید رابطه دوستی قبل ازدواج داشتیم
همه چی خوب بود دراوایل زندگی که چندسالی بیشتر طول نکشید من حدود 5 سال قبل در یک روز که ناگهانی برگشتم خونه دیدم خانمم دست و پاشو گم کرده ورنگش پریده مشکوک شدم واینکه دیدم پیام برای گوشیش اومد باز که کردم متوجه رابطه نامشروعش شدم و درگیر شدم که مورد ضرب وشتم من قرار گرفت گوشی ایشون بعداز ظهر همان روز بود که پیامکی از پسر خاله اش که باهم در ازتباط بودن هم لو رفت و من در ان لحظه صاحب 2 فرزند دختربودم آنها رو برداشتم و ترک کردم منزل رو وچندی طول نکشید که به وساتت پدرو مادرم که شما فرزند دارین به خانه برگشتیم و از ان زمان تا دقیقاا 1ماه پیش خطایی سرنزده بود ازش و متاسفانه الان صاحب 3 فرزنددختر هستیم باز هم پیامک در گوشی ایشون دیدم ودیگه بدون ضرب وشتم دادگاه رفتم وشکایت کردم درمورد موضوع وهیچ نتیجه ای نداد الان 20 روزه خانمم وترک کردم و بعدی کلی تماس از سمت ایشون واحساس ندامت و پشیمانی وباادعای اینکه مهرم ومیبخشم وهمه ی تعهدات محصری ولفظی وحاضر به زندانی وحبس خانگی وسلب تمام امکانات رفاهی حاضر به برگشت دوباره وخریدن یک اعتماد دیگه شده وبا توجه به اینکه من دوبار به مشاوره در این 20روز رفتم خیلی درگیره مغزم
راه کار برای ریکاوری خودم میخوام
بنده 33 وحانم 28 ساله ایم
سلام و وقت به خیر
الان نظر اون دو تا مشاور رو در نظر گرفتید و یا نه ؟
از نظر من حتما باید همراه با همسرتون به مشاوره بروید چون تنهایی مشاوره رفتن شما رو فقط سردرگم میکند .
تعهد داتی که همسرتون عنوان میکند تضمینی در اجرا و ترک یک رفتار اشتباه نیست
حتما باید این مسئله در همسرتون و شما ریشه یابی شود و بررسی دقیق تری اتفاق بیفته
شاید همسر شما از یک مشکل روحی رنج میبره و نه شما میدونید و نه خودش
برای ریکاوری خودتون اول از همه باید به خودتون زمان بدهید
دوم روی اعتماد به نفس و عزت نفس خودتون کار کنید
و حتما با یک مشاور و فقط یک مشاور در ارتباط باشید
سلام منوشوهرم۱۰ساله که ازدواج کردیم.خیلی زندگی خوب وآروم وعاشقانه ای داریم.اما یک سال پیش اتفاقی متوجه شدمکه شماره یک خانم متاهل که مشتری شوهرم بوده رو به نام مردونه ذخیره کرده وبهش پیام داده.نمیدونم در چه حد بودن اما آخرین پیامای مسدود شده اون خانم از عشق وعاشقیو واین چیزا بود.شوهرم میگه من اصلا عاشقش نبودمو همش بهش میگفتم که زندگیمو دوس دارم اما اگه راس میگه چرا اون خانم بایدتوپیاماش بگه که عاشقم بودی.الان یک سال گذشته وما زندگی عاشقانه وآرومی داریم.اما تقریبا ماهی یکبار من بیااد خیانت همسرم میوفتم وکلی گریه وخودخوری میکنم.اما هروقت شوهرم متوجه حال بدم میشه بامعذرت خواهی وناز کشیدن آرومم میکنه.
ولی کلا از اینکه این فکرا واین مساله از تو ذهنم پاک نمیشه خیلی اذیت میشم.من دو بچه دارم ودیوانه وار شوهرمو دوس دارم.قبلا لذت میبردم وقتی بهش تگاه میکردم اما الان یدگه خیلی خیلی کم چشمم بهش میوفته واین منو بدتر داغون ودلتنگ میکنه.
دلم میخواد بایکی حرف بزنم وسبک بشم اما دوس ندارم کسی متوجه موضوع بشه.بگید چیکارکنم که این اشتباه رو کلا فراموش کنم.ننیخوام بیشتر از این روح وذهنم درگیر این موضوع باشه.
سلام و وقت به خیر
ببنید اینکه چرا خانمی به همسر شما در پیامهاش از عشق و عاشقی حرف زده تایید کننده این موضوع نیست که همسر شما هم همون احساس و یا
گفتار را در رابطه با ایشون داشته مسئله دوم اینکه وقتی خود همسرتون ابراز پشیمانی کرده و سعی در بدست آوردن اعتماد شما داره و اشتباهش رو جبران میکنه
شما نباید روی اشتباه گذشته تاکید کنید و یا با یادآوری اون موضوع خودتون و ایشون رو دچار هیجانهای منفی کنید .
مونیتورینگ کنید که در چه زمان هایی افکار اون موضوع میاد سراغتون و چقدر در روز طول میکشه . و بعد از بررسی اون مونیتورینگ با یک سری تکنیک و مهارت آموزشهایی
را برای توقف فکر باید داشته باشید
واینکه من تو وون زمان خیانت فک میکردم خوشبخت ترین زن ووی زمینم وزندگیمون به بهرین شکل ممکن داره پیش میره.اما اشتباه میکردم.والان بعد یه سال همش میترسم که چیزی باشه ومن باز به خاطر شرایط خوب زندگی متوجه نشده باشم.
این هم جزء وسواس فکری و نشخوار فکری که در ابتدا باید بررسی کنیم چقدر این افکار را دارید
مهمترین کاری که باید انجام بدهید برای خوردتون برنامه ریزی روزانه داشته باشید و زمان خالی و بیکاری نداشته باشید