چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم؟

خیانت همسر یکی از مسائلی است که کنار آمدن با آن برای خیلی از زوجین بسیار سخت است.

آیا می خواهید که رابطه تان پس از خیانت همسرتان نجات یابد یا خیر؟

اگر ما به شما بگویم که چطور می توانید خیانت همسر تان را ببخشید و همزمان رابطه تان را بهبود دهید، چه؟

این سوال که چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم و او را ببخشم یکی از سوالات عمده افرادی است که خیانت دیده اند.

چرا خیانت

چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم ؟

در حال حاضر، شما نمی دانید که چطور ممکن است خیانت را بخشید …

آیا اعتقاد دارید که بخشش کامل ممکن است؟ این که شما و همسرتان می توانید رابطه خود را بهبود دهید و همه چیز می تواند به همان شیوه ای که قرار است برگردد؟
اگر می خواهید شما و شریک زندگیتان به نوعی ازدواج شاد داشته باشید، این مقاله مختص به شماست .

آنچه باید بدانید، قبل از یادگیری این که چگونه می توانم خیانت همسرم را ببخشم؟

همان طور که این مقاله را می خوانید، دقیقا می دانید که چه کاری می توانید انجام دهید تا شانس خود را برای بازگشت شادی به زندگیتان انجام دهید.

شما تنها می توانید با یک نفر ازدواج کنید.

بر خلاف هر رابطه دیگر که در زندگی خود داشته اید (والدین خود را حساب نکنید)، شما انتخاب های زیادی برای دوستی، ارتباط گرفتن با افراد مختلف و … داشته اید. با این حال، تفاوت دوستی و ازدواج این است که تنها یک نفر وجود دارد که می توانید با او باشید. شما باید با هر کدام از مزایا و نقص های او زندگی کنید.

ممکن است با خیانت همسرتان به فکر جدایی افتاده باشید و پشیمان از این که همسرتان را انتخاب کرده اید، اما واقعیت این است هر کسی اشتباه می کند، هم مردان و هم زنان.

بله ممکن است که زنان یا مردان دیگری وجود داشته باشند که خیانت نکنند، اما آیا آنها خوب مطلق هستند؟ آنها نیز مشکلات خاص خود را دارند که می تواند به همان اندازه بد آسیب برساند.

به نظر افرادی که خیانت دیده اند، این امر بدترین کاری است که می توان در زندگی زناشویی انجام داد. این نظر مورد تایید است. اما این بدان معنا نیست که شما نباید به همسرتان فرصت دهید. شاید خیانت همسرتان تلنگری به شما باشد که رابطه تان را ترمیم کنید.

آیا امکان دارد همسرتان را ببخشید؟

بله، می توانید همسر خود را دوباره با شور و اشتیاق واقعی دوست داشته باشید.

 خیانت همسر

تنها باید یاد بگیرید چگونه او را ببخشید.
بخشیدن یک همسر خیانتکار بسیار دشوار است. اما با گذشت زمان مطمئنا می توانید انجام دهید. همه ما ضعف ها و اشتباهاتی مختص به خودمان داریم.

هیچکدام از ما نمی توانیم بگوییم کامل هستیم. خود شما نیز دارای نقص هایی هستید و در مواردی نیاز به دادن فرصت هایی برای جبران هستید. بنابراین اگر همسرتان خواهان فرصت برای جبران خطایش است، به او این فرصت را بدهید. بخشش، بخش بزرگی از زندگی است .

چگونه اعتماد خود را بازسازی کنید:

اعتماد ریشه در احساس امنیت نسبت به شخص دیگری دارد. وفاداری، دروغ و یا عهد شکستن می تواند به شدت به اعتماد بین شوهر و زن آسیب برساند.

این لزوما به این معنی نیست که این رابطه دیگر نمی تواند نجات یابد. اگر چه بازسازی اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد، اما اگر هر دو طرف به این روند متعهد باشند، ممکن است.
شما به زمان زیادی برای بهبود و تقویت رابطه نیاز دارید. بازیابی از آسیب های ناشی از شکست اعتماد نیاز به صبر دارد.

تحقیقات نشان داده است که زوجین باید پنج نقطه زیر را در نظر بگیرند تا به طور موثر اعتمادشان بازسازی شود:

  • دادن اطلاعات
  • آزاد کردن خشم
  • نشان دادن تعهد
  • بازسازی اعتماد
  • بازسازی رابطه
اطلاعات را بدهید:

حتی در مواردی که ظاهرا مشخص است، در خیانت، همیشه دو طرف وجود دارد. کسی که خیانت کرده است باید اطلاعات اولیه و صادقانه به همسرش بدهد و به هر سوالی از طرف شریک زندگی خود پاسخ صریح بدهد .بهتر است خیلی جزئیات را موشکافی نکنید.

خشم خود را آزاد کنید:

حتی نقض جزئی اعتماد می تواند منجر به مشکلات ذهنی، عاطفی و جسمی شود.

ممکن است خوابیدن یا اشتها را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است از بروز خشم خود جلوگیری کنید اما این به نفع شما نیست . شریک زندگی تان را از تمام احساسات خود آگاه کنید و هرگونه خشمی را بروز دهید. البته این بروز خشم نباید با توهین و تهدید و تحقیر همسرتان باشد . حتی شریک متخلف نیز تشویق شده است تا هر گونه احساس خشم و عصبانیت را که ممکن است از زمان قبل از حادثه پنهان شده است، بیان کند.

نشان دادن تعهد:

هر دو طرف، به ویژه فرد خیانتکار، باید نوع رابطه را بررسی کنند و از این که آیا این رابطه هنوز برای آنها درست و قابل جبران است، مطمئن شوند .
سرخوردگی و خشم؛ نشان دادن احترام و پشیمانی؛ و اجازه بهبود احساسات آسیب دیده، می تواند برای هر دو طرف موثر باشد. از این رو، تعریف آنچه که هر دو طرف به چه چیزی در رابطه نیاز دارند ، می تواند کمک کند که شریک زندگی چه انتظاراتی از طرف مقابل دارد.

بازسازی اعتماد:

بازسازی اعتماد طول می کشد و نیاز به مواردی دارد.

  • تصمیم بگیرید که گذشته را رها کنید. در حالی که دستیابی به این هدف به طور کامل ممکن است طول بکشد، اما رسیدن به آن بسیار مهم است.
  • شما نمی توانید اعتماد شکسته را تنها با وعده ها و اظهارات بهبود دهید. علل اساسی برای خیانت باید شناسایی، بررسی و توسط هر دو نفر به حالت تعلیق درآید.
  • از احساسات درونی خود مطلع شوید و افکار خود را به اشتراک بگذارید. ترک طرف مقابل چیزی را حل نمی کند. مهم است آشکارا جزئیات را مورد بحث قرار دهید و خشم خود را بروز دهید.
  • با یکدیگر صادق باشید. دروغ های بیشتر وضعیت را خرابتر می کند.
    هنگامی که نکات فوق از طرف هر دو نفر مورد توجه قرار گرفتند، به طور آشکارا درباره اهداف خود صحبت کنید و به
  • طور مرتب چک کنید تا مطمئن شوید که در مسیر بهبود اعتماد هستید.
بازسازی رابطه:

هنگامی که زوج متعهد به بازسازی اعتماد است، باید برای بازسازی رابطه تلاش کنند. هر دو طرف باید چیزی را که واقعا نیاز دارند و از شریک زندگی خود انتظار ندارند، بازگو کنند.
به یاد داشته باشید که تمام روابط نیاز به تلاش دارند. حتی صمیمی ترین زوج ها باید در زمان زیادی تلاش کنند تا رابطه شان بهبود یابد.

چرا نمی توانم خیانت همسرم را ببخشم ؟

اعتماد بعد از خیانت به سختی باز می گردد. شما همیشه این دوره را به عنوان یکی از سخت ترین دوره های زندگی تان خواهید دانست، اما این بدان معنا نیست که گذر از آن ممکن نباشد، بلکه به معنای سخت بودن آن است.
سالها بعد درد و رنجتان را فراموش خواهید کرد ولی این رویداد فراموش نمی شود. رک می گوییم که فراموش کردن غیرممکن است.

خوب پس امیدواریم که وقت خود را تنها بر یک هدف متمرکز کنید:

همسرتان را به خاطر خیانت ببخشید.
بخشش قبل از فراموشی می آید. بخشیدن خیانت همسرتان باید یک هدف واقعی باشد. اگر اعتقاد داشته باشید که زندگیتان می تواند نجات یابد و هر دو مایل به انجام هر کاری برای بهبود رابطه تان باشید، زمان آن است که عشق به زندگی تان برگردد.

نکاتی برای تحمل خیانت همسر

در ادامه برخی از نکات کلیدی یادآوری شده است که به شما که در تلاش برای بهبودی از خیانت هستید، کمک می کند.

  • روزهای اولیه برای بهبود شما زود است و باید صبر کنید.
  • رد شدن از این بحران راحت نیست.
  • شما مدام در حال کنترل شریک زندگیتان هستید، اما در واقع تنها چیزی که می توانید کنترل کنید، افکار، واکنش و رفتار خودتان است.
  • انتظار اعتراف کامل دارید، اما خیلی از خیانت دیده ها ماه ها برای اعتراف جزئیات صرف می کنند و این تنها باعث به هم ریختگی بیشتر می شود.
  • باید اعتماد به نفس خود را دوباره به دست بیاورید و اعتقاد داشته باشید که ارزش عشق شریک زندگیتان را دارید.
  • باید روی این موضوع تمرکز کنید که شریک زندگیتان می خواهد تغییر کند.
  • شما شکستی قابل فهم داشته اید. بنابر این به اصول اولیه بروید. مثل بهبود ارتباطات و اجازه ندهید که از بهبود رابطه تان جلوگیری شود.
  • گذشته را رها کنید.
  • بیش از حد بر آنچه اتفاق افتاده تمرکز نکنید و خودتان را سرزنش نکنید.
  • خشم خود را بروز دهید.
  • برای حل مشکلات عجله نکنید، بر شریک زندگی خود فشار نیاورید، این تنها مشکلات را پیچیده تر می کند.
  • وقت آن است که صحبت کردن را متوقف کنید و به حرف های همسرتان گوش دهید.

کمک گرفتن از افراد متخصص

در مواجهه با خیانت خیلی از زوجین کنترل رفتار خود را از دست می دهند و نمی توانند راه درست را تشخیص دهند. این امر کاملا طبیعی است. خیانت ضربه سنگینی به افراد وارد می کند و روی جسم و روح آنها اثر مستقیم دارد. بنابر این اگر می خواهید از این بحران به درستی خارج شوید و زندگیتان را بازسازی کنید، توصیه می کنیم در تمام مراحل احساسی که در حال تجربه اش هستید، از مشاوره افراد متخصص کمک بگیرید.

145 پاسخ

  1. من سه ساله که ازدواج کردم الان متوجه شدم که شوهرم بهم خیانت میکنه خیلی داغونم نمیتونم فراموش کنم ونه میتونم ازش جدابشم وبیشترازاین شوهرم اصن عین خیالش نیس که خیانت کرده ونسبت به من بیخیاله این بیشتراذیتم میکنه سعی نمیکنه رابطمونوخراب کنه الانم به فکرطلاقم نمیدونم چیکارکنم

    1. سلام و وقت به خیر
      برای اینکه بتونیم آسیب های ناشی از خیانت رو درمان کنیم در ابتدا طرفی که خیانت کرده باید بپذیره و پشیمان باشه و سعی در جبران داشته باشه
      اگر این موارد در طرف مقابل شما وجود ندارد نگران کننده است و شما حتما باید با یک مشاور به صورت حضوری و دو نفره گفتگو داشته باشید .
      و اگر طرف مقابل شما حاضر به مشاوره رفتن نشدن باید به صورت فردی به مشاوره بروید و روی توانمدیهای خدتون کار کنید که بتوانید بهترین تصمیم
      را در شرایط سخت بگیرید .

  2. سلام من ۲۰ ساله که ازدواج کردم یه ازدواج کاملا سنتی شوهرم منو دید اومدن خاستگاری ورسمی ازدواج کردیم برای من از همه چیز مهمتر نجابت وایمان طرفم مهم بود سختیها و خوشیهای زیادی رو باهم پشت سر گذاشتیم دو تا پسر دارم وهیچ وقت بیاد نمیارم که وقت دعوا حتی صدامون رو برای هم بالا برده باشیم اما از روی حس زنانه همیشه بهش شک داشتمو اون هم همش جبهه میگرفت که من خیالای شدم اون ذاتا درون ریز بودیعنی ساکت و بی حرف تمام مشکل این سالها کم حرفی اون بود تا ۳ماه پیش بطور اتفاقی فهمیدم یه زن رویک ساله پیش صیغه کرده حتی در این صورت هم فقط ساکت شدم اما واقعا داغون شدم بعد یک هفتهگفت که گول خورده اشتباه کرده و جبران میکنهواون قضیه ۲ماه بیشتر نبوده من هم گذشتم اما الان بعد از ۲ماه بشدت ازش متنفر شدم خیلی عذاب میکشم واقعا خیلی با خودم در گیرم باید چکار کنم دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم لطفا راهنمایم کنید ممنون

    1. سلام و وقت به خیر
      ببینید حتما رابطتون باید بررسی بشه خلاهایی در رابطه های زوجی بعد از مدتی زندگی مشترک به وجود میاد که خود زوجین گاها
      متوجه نمیشوند . و باید آنها را بررسی شود . بهتره که به صورت تلفنی با یک مشاور صحیت کنید
      روی اعتماد به نفستان کار کنید . الان شما دچار وسواس فکری و نشخوار فکری هستید باین موضوع حتما یک مشاور بررسی دقیق بالینی انجام دهد
      و از تکنیک های توقف فکر استفاده کنید .
      اینکه شما موضوعی که باعث ناراحتیتون شده در موردش سکوت کرده اید یعنی احساسات منفی تون رو سرکوب میکنید . ساکت شدن اصلا راه حل خوبی
      نیست باعث بیماریهای روحی و جسمی زیادی در آینده برای شما میشود .
      مربوط به توقف افکار منفی استفاده کنید .

  3. سلام .دقیقا منم الان دو ماه از خیانت همسرم باخبر شدم و واقعا وحشتناک.چون همسرم 1سال دوران عشقو عاشقی داشتن با اون خانوم اصلا نمیتونم فراموش کنم تمام کاراش مثل فیلم جلوی چشمام.همش درحال مکالمه بود به خودش میرسید اصلا براش مهم نبودم نزدیکم نمیشد.10صب میرفت سرکار ظهر دیگه نمیومد که بعد اعتراف کرد خونهاون خانوم میرفته شباهم خیلییی دیر میومد آهنگای عاشقانه شاد گوش میکرد تو واتساپ استوری میذاشت اون خانوم ببینه چون تو واتساپ پیام میدادن..و خیلی چیزای دیگه…هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشن هیچ وقت..

    1. سلام عزیزم این موضوع که عنوان کردید نیاز به بررسی عمیق داره
      اینکه هر کدوم چند سالتونه و چند ساله ازدواج کردید
      برای اینکه بتونید حال خودتون رو خوب کنید اول از همه نباید خودتان را در یاس با اون فرد بگذارید
      مثلا اون چه چیزهایی داشت که همسرم به سمت اون رفته و در این مورد احساس کمبود اعتماد به نفس کنسد
      خشمتون رو با نامه نوشتن به همسرتون و اون خانم خالی کنید و نامه رو پاره کنید و بیرون بریزید و بعد روی رابطتون توجه کنید
      خلا هایی که در رابطه وجو داشته رو بررسی کنید
      برای بخشیدن همسرتون شروطی رو بگذارید و از انتظارات و توقعاتی که از هم دارید حرف بزنید
      و یادتون باشه هر کسی اشتباه میکنه و باید فرصت جبران اشتباه رو بدهید و در این فرصت نباید مدام در اون مورد اشتباه حرف بزنید سرزنش کنید و ایراد بگیرید
      برای بهبود شرایط حتما ب دو نفره به یک مشاوره خانواده بروید .

  4. سلام.من دوساله نامزدم و نامزدم همیشه اصرارداشت نیاز جنسیش رو برطرف کنم اما من قاطعانه نه میگفتم.همه میدونستن ک من عشق بچگیش بودم و منم بخاطر اینکه منو دوست داشت انتخابش کردم.اما یک ماه پیش متوجه شدم به من خیانت کرده با یکی از فامیل دور.ادم بی بندوباری هم نیس نامزدم چون خانوادش رو هم میشناسیم و حتی به جان مادرش قسم خورد و اظهار پشیمانی کرد.من هم فرصت دوباره دادم اما نمیتونم فراموش کنم

    1. سلام و وقت به خیر
      این اتفاق رو شما نمی تونید و نباید خیلی زود فراموش کنید البته این بدین معنا نیست که مدام در موردش با نامزدتون حرف بزنید و یا اینکه در هر مشاجره
      و بحثی اون رو بیان کنید باید برای همسرتون شروطی روبزارید برای بخشیدن و برگشت اعتماد دوباره و حتما در مورد انتظارات و توقعاتی که از هم دارید صحبت کنید
      و سعی کنید که نیاز های همدیگر رو در حد معقول با توجه به شرایطی که دارید بر آورده کنید

  5. با سلام ..من با توجه به آنچه در اطراف دیدم به هیچ زنی اعتماد و اطمینان ندارم، بخاطر این هست که دوست ندارم ازدواج کنم و بچه دار بشوم .با خود ارضایی و رابطه ی جنسی با زنان مجرد و کارگر جنسی نیازمو برطرف می کنم .

    1. سلام و وقت به خیر
      این بی اعتمادی که در شما وجود دارد باید مورد بررسی دقیق قرار بگیرد .
      شما مکانیزم های دفاعی به شدت افراطی و اشتباهی دارید .
      به طور مثال با دیدن و یا شنیدن 10 تا 15 تا رابطه مشکل دارد و یا خانمی که رفتار اشتباه داره اون رو به همه تعمیم داده اید .
      و این تصمیم که گرفته اید که با خودارضایی نیاز جنسی تون رو براورده کنید در دراز مدت شما رو دچار مشکلات روحی میکنه
      و ارتباطتون با زنان مجرد و یا کارگران جنسی هم برای شما مشکلات جسمی و روحی و روانی زیادی رو به همراه داره و نشانه عدم مسولست پذیری در شماست
      یک رابطه موفق نیاز به دانش و آگاهی هر دو نفر داره و هر دو نفر در ارتباط با اون مسئول هستند

  6. سلام،من و همسرم عاشق همدیگه بودیم،۱۵ سال زندگی و بعد از داشتن یک بچه،زندگیمون خیلی خوب بود، یک مرتبه من احساس کردم، اخلاقش عوض شده،زیر نظر داشتمش که دیدم با یه آقایی چت میکنه،شوکه شدم،از اون روز زندگیمون سیاه شد ،مادرش فهمید و التماس کرد،ببخشمش،به خاطر بچه و زندگی گذشت کردم،متاسفانه دو مرتبه دیگه مچش را گرفتم،دیگه ازش متنفر شدم،ماشین که به نامش بود برگرداندم و تمام آزادیهاش را گرفتم،سه مرتبه خودکشی کردم،افسردگی شدید گرفتم،دیگه نمیتونم ببخشم و چند ماهی خونه پدرش قهر رفته،چون به قصد کشت چند مرتبه زدمش.دیگه زندگی ،اون زندگی سابق نمیشه،چکار کنم

    1. سلام و وقت به خیر
      اگر شما افسردگی دارید و سه مرتبه خودکشی کردید حتما نیاز دارید توسط یک روانشناس و یا یک روانپزشک ارزیابی شوید .
      این مسئله سخت و درد آور برای شما از تحمل و پذیرش شما خارجه .
      شما در بار اول باید به یک مشاور مراجعه میکردید تا علت این رفتار در همسرتان بررسی شود .
      این موضوع حتما باید توسط یک مشاور بررسی بشه . در 95 درصد مواردی که این نوع ارتباطات خارج از روابط زوجی شکل میگیرد
      رابطه زن و شوهر و ارتباط زوجین باهم مشکل و یا خلائ دارد که باید بررسی شود
      و سلامت و بهداشت روحی و روانی هر دو فرد باید بررسی شود چرا که گاها برخی از مشکلات روحی به طور ناخودآگاه باعث ایجاد این روابط میشود .

  7. سلام،من و همسرم عاشق همدیگه بودیم،۱۵ سال زندگی و بعد از داشتن یک بچه،زندگیمون خیلی خوب بود، یک مرتبه من احساس کردم، اخلاقش عوض شده،زیر نظر داشتمش که دیدم با یه آقایی چت میکنه،شوکه شدم،از اون روز زندگیمون سیاه شد ،مادرش فهمید و التماس کرد،ببخشمش،به خاطر بچه و زندگی گذشت کردم،متاسفانه دو مرتبه دیگه مچش را گرفتم،دیگه ازش متنفر شدم،ماشین که به نامش بود برگرداندم و تمام آزادیهاش را گرفتم،سه مرتبه خودکشی کردم،افسردگی شدید گرفتم،دیگه نمیتونم ببخشم و چند ماهی خونه پدرش قهر رفته،چون به قصد کشت چند مرتبه زدمش.دیگه زندگی ،اون زندگی سابق نمیشه،چکار کنم

    1. سلام و وقت به خیر
      اگر شما افسردگی دارید و سه مرتبه خودکشی کردید حتما نیاز دارید توسط یک روانشناس و یا یک روانپزشک ارزیابی شوید .
      این مسئله سخت و درد آور برای شما از تحمل و پذیرش شما خارجه .
      شما در بار اول باید به یک مشاور مراجعه میکردید تا علت این رفتار در همسرتان بررسی شود .
      این موضوع حتما باید توسط یک مشاور بررسی بشه . در 95 درصد مواردی که این نوع ارتباطات خارج از روابط زوجی شکل میگیرد
      رابطه زن و شوهر و ارتباط زوجین باهم مشکل و یا خلائ دارد که باید بررسی شود
      و سلامت و بهداشت روحی و روانی هر دو فرد باید بررسی شود چرا که گاها برخی از مشکلات روحی به طور ناخودآگاه باعث ایجاد این روابط میشود .

  8. سلام.من حدودا 2ساله که با دخترعمه ام نامزد کردم.خودم دانشجو هستم.تو این 2سال نامزدم 2بار بهم خیانت کرده.(البته از نوع مجازیش).بار اول چتش رو تو گوشیش با یه پسره دیدم. .ازش توضیح خواستم.کلی عذرخواهی کردو ابراز پشیمونی کرد و گفت فقط محض کنجکاوی بوده که با پسره حرف میزده،وقصد نداشته خیانت کنه.به خاطر اینکه ابراز پشیمونی کرد و گفت دیگه همچین کاری نمیکنم و مهم تربه خاطر اینکه خودم خیلی دوسش داشتم از خطاش گذشتم.تا اینکه چند وقت پیش متوجه شدم کمتر با من حرف میزنه و هرموقع هم که بهش زنگ میزنم سعی میکنه هرچی زودتر مکالمه رو قطع کنه.منم بهش شک کردم دوباره.و چون رمز اینستاگرامش رو داشتم.رفتم چت های اینستاگرامش رو ببینم.و فهمیدم اونی که حدس زدم درست بود.و مث اینکه یه 10 روزی میشده که با یه پسر دیگه داره صحبت میکنه و تازه قرار ملاقات هم گذاشته بودن که چند روز بعد همو ببینن.ناگفته نماند که تو مکالمه شون اینقدر صمیمی شده بودن که حتی حرف های +18 هم بینشون رد و بدل شده بوده.این بار با عصبانیتی شدیدتر رفتم پیشش و ازش توضیح خواستم که چرا اینکار کرده.دوباره بهم گفت فقط قصد داشته پسره رو سرکار بزاره و نمیخواسته بره سرقرار.ولی من باور نکردم و بعد از کلی دعوا از پیشش رفتم. الان که 15 روزه که باهاش حرف نمیزنم و خودمو تو اتاقم حبس کردم.خیلی ناراحتم.احساس شکست میکنم.چون حس میکنم 2سال تموم گول خوردم و منو بازی داده.وفقط من از این 2مورد باخبرشدم.خدا میدونه غیر این 2مورد بهم خیانت کرده یانه.الان موندم چیکار کنم. هم اینکه شدیدا عاشقش هستم.همین اینکه احساس میکنم نمیتونم یه عمر با کسی زندگی کنم که بارها تعهدش و وفاداریش رو به من حفظ نکرده.بین دوراهی موندم

    1. سلام و وقت به خیر
      سن شما و نامزدتون در این مورد باید عنوان بشه
      با توجه به توضیحاتی که دادین من فکر میکنم هر دوی شما از نظر سنی زیر 24 سالگی باشید .
      و معیار و ملاک انتخابتون بیشتر بر پایه احساس باشه
      دوست داشتن و عشق فقط برای یک زندگی زناشویی لازمه و اصلا کافی نیست
      ضمن اینکه شما هر دو باید مهارت های زندگی زوجی و زناشویی رو یاد بگیرید تا روابط گرم و صمیمی را ادامه دار باهم مدیریت کیند .
      این موضوعی که عنوان کرده اید با توجه به اینکه دوبار اتفاق افتاده باید بررسی دقیق بشه و شما هم نمی تویند با بی اعتمادی و شک وارد زندگی زناشویی بشوید .
      حتما با یک مشاور حضوری یا تلفنی صحبت کنید که شرایط کامل و دقیق بررسی بشه

  9. سلام خانمم مدتی بود که رابطه اش به شدت با من سرد شده بود هم در امور جنسی و عاطفی به توجهات من پاسخی نمی داد چندین بار بهش گفتم نشانه هایی که تو داری بوی خیانت می دهد هیچ وقت زیر بار نمی رفت حتی طلبکار هم می شد تا اینکه دو هفته پیش پسر ده ساله ام متوجه صخبت های وی با یه مرد غریبه شد وقتی به من گفت اول انکار کرد که موضوع کاری بوده اصرار من را در شکایت وگرفتن پرینت مکالمات دید اعتراف کرد یک ماه است به صورت تلفنی و پیامکی ازتباط عاطفی با یکی برقرار کرده به طوری که توی این مدت تفریبا هرروزه ودر کوچکترین فرصتی این روند ادامه داشته.اما به شدت مصر است دامنه خیانت فقط در محدوده عاطفی بوده و ملاقات در جای خلوت نداشتن.با توجه به شاغل بودن هر دو در یک شهرستان که از محل سکونتشان فاصله دارد نمی توانم باور کنم قرار ملاقات نداشتند.چون قرار شده با توجه به پشیمانی اش اگر در محدوده خیانت عاطفی بوده ببخشم.اما این افکار به شدت روح و روانم را به هم ریخته.

    1. سلام و وقت به خیر
      موضوعی که عنوان کردید نیاز به بررسی دقیقتری از سمت مشاور دارد .
      اگر همسر شما ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران این اتفاق دارد باید به او فرصت بدهید در مورد نیاز ها و خلا هایی که در رابطه وجود دارد با هم صحبت کنید .
      در 95 درصد مواردی که یکی از زوجین د رروابطی خارج از روابط خانوادگی وارد میشوند ارتباط دو نفر یک سری مشکل دار که اون مشکلات باید شناسایی بشه و حل بشه .
      بهتره به جای فکر کردن به اینکه این ارتباط فقط عاطفی بوده یا نه توجه تان را به ارتباط خودتان بیشتر کنید .
      انتظارات و توقعات خودتان از همسرتان و انتظارات توقعات ایشون رو از خودتان بدانید و در موردشان صحبت کنید و برای براورده کردن آنها زمان بگذارید .
      شاید در روابط عاطفی شما و همسرتان خلا وجود دارد شاید میزان مکالمه شما و همسرتان کم است شاید میزان ابراز محبت شما در حدی که یناز همسرتان براورده شود نیست.
      ایند مسائل رو بررسی کنید .

  10. ممنون بسیار عالی بود مطالبتون …من شش ساله هنوز درگیرم بااین خیانتی که بهم شده همسرم میگه تموم شده همون شش سال پیش ولی من با کوچکترین شکی باز مشکل پیدا میکنم مشاوره هم خیلی رفتم ولی همسرم اصلا منو همراهی نکرد و همیشه تنها میرفتم نمی تونم ببخشمش و فراموش کنم خودم که میگم شاید هیچ و قت کسی ازم نخواست ببخششم….شاید بعضیا بگن خودخواهی یا شکستن غرور همسرم باشه ولی من میگ شاید باعث میشد این سالهارو با خیال راحت و بدون قرصو کابووس میگذروندم دیگه مث قبل محکم نیستم یه مادر شکست خورده هستم خخخخ خودمو تو درس غرق کردم ولی هر دفعه بهش فکرمیکنم گریه میکنم مث الان …….خوشبحال کسایی که باخیال راحت روزاشونو میگدرونن و ترس اینو ندارن که شریک زندگیشو ن الان کجاس و چیکار میکنه من میدونم خیانت همیشه هستو خیلی اززنهاومردانی مث منن ولی شاید شدت ضربه به روح ادما متفاوت هس من همینو بگم اون خدای من بود………..

  11. من یکیو دوسالو نیمه دوستدارم و باهمیم
    منو اون رابطه انچنانی نداشیم چون من دختر‌بچه ام و‌نمیتونم رابطه کامل داشته باشم اما خوب اولین رابطه جنسیمون باهم بود هم‌اون هم‌من…بعد دوسال من سر بی مسولیت بودنو جلو نیومدنش باهاش کات کردم بعد یکی‌دوماه با اصرار و کلی قول‌ برگشت
    الان خودش گفت تو این یکی دو ماه که من نبود با یکی رابطه داشته و سکس کامل داشتن? با اینکه قرار بود اولین رابطه جنسی کامل ما هم باهم‌‌باشه اما با یه دختر غریبه بدون هیچ احساسی خوابید و‌سکس کامل داشت درسته کات بودیم و برای من واقعا رابطه تموم‌شده بود اما چطور نتونس خودشو نگه داره وقتی منو رابطمونو میخواست من که نمیخواسم کاری نکردم اما اون… حالا چندروزی که با اصرار و‌پرسیدن من بهم گفته یسره فکرم مشغولع یسره تصور میکنم و میاد جلو چشم که چیکار کردن …چجوری رابطه داشتن و‌خیلی چیزای دیگه‌ میخواسم بگم میشه از فکرش بیام بیرون؟جنون گرفتم یکسرع تصور میکنم بغض میکنم و گریه میکنم چون قرار بود اولین بار با هم‌باشه?

    1. سلام و وقت به خیر
      ببینید چون تعهد و تاهلی بین شما وجود نداشته و خودتون میگید در دورانی که باهم قهر بودین طرف مقابل شما با فرد دیگه ای
      بوده پس نباید به اون موضوع فکر کنید
      بهتره شما روی توانمندی و اعتماد به نفس و حقیقتهایی که هست تمرکز کنید مثل اینکه خیلی کم سن هستید

  12. شاید مشکلات من خیلی پیش پا افتاده باشه اما انقد ذهنمو‌مریضو درگیر کرده که جنون گرفتم یه ثانیه نمیتونم از فکرش بیام بیرون‌یه کمکی بکنید☹️

    1. سلام وقت بخیر
      مشکلتون رو ابتدا بفرمایید
      تا بتونیم کمک کنیم

  13. سلام,من ۹ساله از عقدم میگذره یک ماه بعد عقدم متوجه ی سری پیام هایی شدم ک روی خط شوهرم میاد ازش توضیح خواستم و مادرش رو درجریان گذاشتم ک اگه کسی رو میخواسته بگید و هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و اما ی عمرمون به بطالت نره قسم و آیه ک نه کسی نبوده و کسی رو نخواسته و اینا,خلاصه هرچندوقت یبار ما چیزی میدیدم و همش شوهرم میتابوند ک مثلا فلان مهندس شرکته و اینا تا تکنولوژی پیشرفت کرد و واتساب و اینا اومد روپا و من تلگرامش رو هک کردم و متوجه چت هاشون و کادو های رد و بدل شده و اینا شدم و روکردم و شوهرم اعتراف کرد ک دوست دختر دوران مجردیشه و احساس ندامت و هرچی من بگم و من کمکش کنم و اینکه انگاری قبل ازدواج حتی با اون دختر رابطه جنسی داشتن و انگاری ی سقطی ام انجام شده قصدشون ازدواج بوده و من حالا متوجه شدم ک مادرشوهرم نزاشته وصلت سربگیره و گفت هرکاری تو بگی منم گفتم خطت رو عوض کن و بریم روانشناسی جیزی ک ذهنتم شست و شو بشه گفت باشه و دست یاعلی گرفت و قسم ب همه چی و همه جا خورد ک تمام!منم بازم بخاطر بچم و آبروم دست یاعلی دادم ک کمکش کنم کبعد اون شب نه خط عوض کرد و نه مشاور اومد وهی گفت من خودم باید رو خودم کار کنم و بدون تمامه!
    یک سال و ۵ روزه بعدش من مجددا عکس دیدم تو گوشی و کلیپ هایی از حرفا اول اسم اون دختر و مجددا توضیح خواستم گفت برادل خودم گرفتم و اینا …
    منم تصمیم ب ترک زندگی گرفتم و توی بهبوهه ی مهاجرتمون از ایران بود و شروع کرد ک ما میریم و زندگیمون عوض میشه ودشمن ب شادمون نکن و لقد ب بخت خودمون و بچه نزن و اینا,منم چون امید ب رفتن داشتم گفتم میمونم چون میخوایم بریم اما هیچ وقت اون طرف سابق برات نمیشم و هیچ وقت نمیتونم بهت اعتماد کنم ک گفت من میسازمت و اینبار مثل ی کشیده تو صورت من خورد و اینا….ک اصلا مهاجرت ما کنسل شد و مجددا من شرط تعویض خط رو گذاشتم و رفتن مشاور,خط رو ۹ ماه خاموش کردم و بعد ۹ ماه رفت سیم کارت گرفت و مشاور هم نیامد و و بعد ۹ماه ک سیم کارت همون خط رو گرفت گفت اینبار خیلی بیشتر زیره دین هستم و اینا و مجددا قسم ب جون بچه و زنده هاش و مرده هاش ک آبروی منو بهم برگردون و اون آبروی منه و خط ۲۰ ساله دستمه و اینا خلاصه سیم کارت گرفت و روشنش کرد…..
    من الان ازون موضوع مچگیری های بعد قسم و آیه هاش دو سال میگذره اما من اصلا نمیتونم فراموش کنم قبل اینطور نبودم اعتماد بهش میکردم و فراموش میکرد اما از دست یاعلی ک مجددا یک سال بعدش مچ گیری کردم اصلا نمیتونم تحملش کنم حتی تو روابطمون حس تجاوز بهم دست میده تو اوج شادی بزرگترین غم دنیا میاد سراغم,و هر بحث کوچیکی ام میشه من نمیتونم جلوی زبونم و دلم رو بگیرم و خاین و اینارو مطرح میکنم اما اونم همش میگه من خیانت ب تو نکردم و قبول دار نیست و میگه فلان اماام ب شیخی گفت هیچ وقتتوضیح نده زمانه حقیقت رو اثبات میکنه و قبول داره خیانتش نمیشه ومنم دیگه این ۷ماه ک خط رو راه انداخته دیگه نه چکش کردم و نه برام مهم بوده اما راست راست جلوم راه رفتنش و هیچی از دست ندادش و قبول دار نبودنش بدتر با وجودم میکنه و آتیشم میزنه اما زندگیشم ب هیچ عنوان نمیزاره از دست بره….ممنون میشم راهنماییم کنید ک چطور اینبارم فراموش کنم و چطور با جوانیم اینطور نکنم هم اکنون من ۲۹ ساله شوهرم۳۶ ساله و بچه مون ۵ ساله هست

  14. سلام روزتون بخیر,من حدود ۸ ساله از عقدم میگذره همون اوایل متوجه ی د سری تماس هایی ک پاک شده از گوشی شوهرم شدم و کنجکاوی و اینا و هر سری بهانه هایی می اورد و مادرشوهرم رو درجریان گذاشتم ک اگر کسی رو میخواسته و اینا بگید هنوز اتفاقی نیفتاده و ازین حرفا مادرشوهرم قسم و اینا ک اگه هرکی رو میخواست من براش میگرفتم و اینا علی کسی رو نمیخواسته و بخاطر تو ک نامزدیتون حتی بهم خورد اشکش در اومد و اینا,خلاصه گذشت و ما عروسی کردیم و هرچند یبار ی چیزی میدیدم و بیان میکرردم ویه چیزی میگفت و موضوع رو فیصله میداد تا تلگرام و واتساب و اینا اومد روکار,و تلگرام شوهرمو هک کردم و ومتوجه ابراز علایق و عشق و عاشقی و کادو گردنبند طلایی ک شوهرم خریده بود بمناسبت تولدش و اینا شدم و نشون خونوادش دادم و خودش و اغراق کرد بهم ک دوست دختر سابقشه و هم دوره ی دانشگاهیش و همو میخواستن وخونواده دختره شرط سربازی میزارن ومیره و میاد و مامان خودش نمیزاره این وصلت سربگیره و اون دو رابطه ای هم بینشون شکل میگیره و سقطی ام صورت میگیره و خلاصه شوهرم خیلی احساس ندامت ک این ابراز علایق از روی زبونه و برای رفع عذاب وجدانشه و با عذاب وجداتش داره زندگی میکنه و تاوان گناهش رو میده و از من و زندگیش راضیه وبچشو دوست داره وگفت هرکاری تو بگی انجام میدم واینا,منم گفتم خط روعوض کن و پیش مشاور بریم تا ذهنت شست و شوبشه و بتونی بزاریش کنار,اونشب قسم به زنده هاش و مرده هاش خورد آک ده تمام و خودمم خسته شدم و اینا خلاصه دست یاعلی گرفت ک هم کمکش کنم وهم دیگه تمام,بعد اونشب خط رو ک عوض نکرد و مشاورم ک نیمد و گفت خودم باید رو خودم کار کنم,منم بخاطر آبروم وبچم وبازم ی فرصت دیگه دادم,دقیقا یک سال و پنج روز بغدش مجددا مچ گیری کردم و گفت مال حالا نیست و اول انکار کرد و بعدم گفت برا دل خودمه عکس ها و اینها اونروز من تصمیم ب تر ک زندگی گرفتم و از طرفی ام در گیر و دار مهاجرت بودیم و هی گفت دشمن ب شادمون نکن و لقد ب بختمون و بخت این بچه نزن و میریم اصلا مسیر زندگیمون عوض میشه و اینبار مث ی کشیده بدی برامن بود و منم همونجا بهش گفتم نه تو در دید من دیگه عوض میشی و نه من مث قبل برای تو,خلاصه ب زور و بهانه ی مهاجرت و اینا مانع رفتن من ازین زندگی شد و کارهای مهاجرت عملی نشد و۹ ماه خط رو خاموش کردم و بعد ۹ماه ی سیم کارت دیگه گرفت و خطو هم وصل کرد و این ۸ماهی ک گذشته از وصل خط من نه دستم رفته چک کنم و نه چیزی ,اما سر هر چیزی مث کینه ی عمیق دخن من باز میشه وحرفای آزرنده بهش میزنم اینکه میبینم راست راست جلوم راه میره بیشتر عذاب میکشم جدیدا هم قبول دار اشتباهش نیست

    1. سلام و وقت به خیر عزیزم
      شما با رفتار خودت داری همسرت رو دوباره وارد یه راه اشتباه میکنی
      اینکه شما فرصت دادی همسرت اشتباهش رو جبران بکنه خیل خوب بوده ولی اینکه مقتدر نبودی در این
      موضوع که پیش مشاور برید و موضوع ریشه ای حل کنید خوب اشتباه کردین.
      الان هم به جای اینکه به گذشته فکر کنی و با رفتار خودت و با حرفهات باعث بشی قبح اون مسئله پیش شوهرت از بین بره
      حساسیتش روی ناراحتی و حال بد تو از بین بره روی نقاط قوت رابطه و روی نقاط قوت شوهرت و خودت تمرکز کن
      یه مثل هست که میگه انقدری ناز کن که نازت خریدار داشته باشه
      بهتره که با یک مشاور به صورت تلفنی یا حضوری حرف بزنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سرپرست نویسندگان
دکتر مریم عبداللهی- مشاوره خانواده و کودک

مریم عبدالهی

ارشد روانشناسی عمومی
مشاوره ازدواج، مشاوره فردی

رزرو یک جلسه مشاوره