چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم؟

خیانت همسر یکی از مسائلی است که کنار آمدن با آن برای خیلی از زوجین بسیار سخت است.

آیا می خواهید که رابطه تان پس از خیانت همسرتان نجات یابد یا خیر؟

اگر ما به شما بگویم که چطور می توانید خیانت همسر تان را ببخشید و همزمان رابطه تان را بهبود دهید، چه؟

این سوال که چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم و او را ببخشم یکی از سوالات عمده افرادی است که خیانت دیده اند.

چرا خیانت

چگونه خیانت همسرم را فراموش کنم ؟

در حال حاضر، شما نمی دانید که چطور ممکن است خیانت را بخشید …

آیا اعتقاد دارید که بخشش کامل ممکن است؟ این که شما و همسرتان می توانید رابطه خود را بهبود دهید و همه چیز می تواند به همان شیوه ای که قرار است برگردد؟
اگر می خواهید شما و شریک زندگیتان به نوعی ازدواج شاد داشته باشید، این مقاله مختص به شماست .

آنچه باید بدانید، قبل از یادگیری این که چگونه می توانم خیانت همسرم را ببخشم؟

همان طور که این مقاله را می خوانید، دقیقا می دانید که چه کاری می توانید انجام دهید تا شانس خود را برای بازگشت شادی به زندگیتان انجام دهید.

شما تنها می توانید با یک نفر ازدواج کنید.

بر خلاف هر رابطه دیگر که در زندگی خود داشته اید (والدین خود را حساب نکنید)، شما انتخاب های زیادی برای دوستی، ارتباط گرفتن با افراد مختلف و … داشته اید. با این حال، تفاوت دوستی و ازدواج این است که تنها یک نفر وجود دارد که می توانید با او باشید. شما باید با هر کدام از مزایا و نقص های او زندگی کنید.

ممکن است با خیانت همسرتان به فکر جدایی افتاده باشید و پشیمان از این که همسرتان را انتخاب کرده اید، اما واقعیت این است هر کسی اشتباه می کند، هم مردان و هم زنان.

بله ممکن است که زنان یا مردان دیگری وجود داشته باشند که خیانت نکنند، اما آیا آنها خوب مطلق هستند؟ آنها نیز مشکلات خاص خود را دارند که می تواند به همان اندازه بد آسیب برساند.

به نظر افرادی که خیانت دیده اند، این امر بدترین کاری است که می توان در زندگی زناشویی انجام داد. این نظر مورد تایید است. اما این بدان معنا نیست که شما نباید به همسرتان فرصت دهید. شاید خیانت همسرتان تلنگری به شما باشد که رابطه تان را ترمیم کنید.

آیا امکان دارد همسرتان را ببخشید؟

بله، می توانید همسر خود را دوباره با شور و اشتیاق واقعی دوست داشته باشید.

 خیانت همسر

تنها باید یاد بگیرید چگونه او را ببخشید.
بخشیدن یک همسر خیانتکار بسیار دشوار است. اما با گذشت زمان مطمئنا می توانید انجام دهید. همه ما ضعف ها و اشتباهاتی مختص به خودمان داریم.

هیچکدام از ما نمی توانیم بگوییم کامل هستیم. خود شما نیز دارای نقص هایی هستید و در مواردی نیاز به دادن فرصت هایی برای جبران هستید. بنابراین اگر همسرتان خواهان فرصت برای جبران خطایش است، به او این فرصت را بدهید. بخشش، بخش بزرگی از زندگی است .

چگونه اعتماد خود را بازسازی کنید:

اعتماد ریشه در احساس امنیت نسبت به شخص دیگری دارد. وفاداری، دروغ و یا عهد شکستن می تواند به شدت به اعتماد بین شوهر و زن آسیب برساند.

این لزوما به این معنی نیست که این رابطه دیگر نمی تواند نجات یابد. اگر چه بازسازی اعتماد می تواند چالش برانگیز باشد، اما اگر هر دو طرف به این روند متعهد باشند، ممکن است.
شما به زمان زیادی برای بهبود و تقویت رابطه نیاز دارید. بازیابی از آسیب های ناشی از شکست اعتماد نیاز به صبر دارد.

تحقیقات نشان داده است که زوجین باید پنج نقطه زیر را در نظر بگیرند تا به طور موثر اعتمادشان بازسازی شود:

  • دادن اطلاعات
  • آزاد کردن خشم
  • نشان دادن تعهد
  • بازسازی اعتماد
  • بازسازی رابطه
اطلاعات را بدهید:

حتی در مواردی که ظاهرا مشخص است، در خیانت، همیشه دو طرف وجود دارد. کسی که خیانت کرده است باید اطلاعات اولیه و صادقانه به همسرش بدهد و به هر سوالی از طرف شریک زندگی خود پاسخ صریح بدهد .بهتر است خیلی جزئیات را موشکافی نکنید.

خشم خود را آزاد کنید:

حتی نقض جزئی اعتماد می تواند منجر به مشکلات ذهنی، عاطفی و جسمی شود.

ممکن است خوابیدن یا اشتها را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است از بروز خشم خود جلوگیری کنید اما این به نفع شما نیست . شریک زندگی تان را از تمام احساسات خود آگاه کنید و هرگونه خشمی را بروز دهید. البته این بروز خشم نباید با توهین و تهدید و تحقیر همسرتان باشد . حتی شریک متخلف نیز تشویق شده است تا هر گونه احساس خشم و عصبانیت را که ممکن است از زمان قبل از حادثه پنهان شده است، بیان کند.

نشان دادن تعهد:

هر دو طرف، به ویژه فرد خیانتکار، باید نوع رابطه را بررسی کنند و از این که آیا این رابطه هنوز برای آنها درست و قابل جبران است، مطمئن شوند .
سرخوردگی و خشم؛ نشان دادن احترام و پشیمانی؛ و اجازه بهبود احساسات آسیب دیده، می تواند برای هر دو طرف موثر باشد. از این رو، تعریف آنچه که هر دو طرف به چه چیزی در رابطه نیاز دارند ، می تواند کمک کند که شریک زندگی چه انتظاراتی از طرف مقابل دارد.

بازسازی اعتماد:

بازسازی اعتماد طول می کشد و نیاز به مواردی دارد.

  • تصمیم بگیرید که گذشته را رها کنید. در حالی که دستیابی به این هدف به طور کامل ممکن است طول بکشد، اما رسیدن به آن بسیار مهم است.
  • شما نمی توانید اعتماد شکسته را تنها با وعده ها و اظهارات بهبود دهید. علل اساسی برای خیانت باید شناسایی، بررسی و توسط هر دو نفر به حالت تعلیق درآید.
  • از احساسات درونی خود مطلع شوید و افکار خود را به اشتراک بگذارید. ترک طرف مقابل چیزی را حل نمی کند. مهم است آشکارا جزئیات را مورد بحث قرار دهید و خشم خود را بروز دهید.
  • با یکدیگر صادق باشید. دروغ های بیشتر وضعیت را خرابتر می کند.
    هنگامی که نکات فوق از طرف هر دو نفر مورد توجه قرار گرفتند، به طور آشکارا درباره اهداف خود صحبت کنید و به
  • طور مرتب چک کنید تا مطمئن شوید که در مسیر بهبود اعتماد هستید.
بازسازی رابطه:

هنگامی که زوج متعهد به بازسازی اعتماد است، باید برای بازسازی رابطه تلاش کنند. هر دو طرف باید چیزی را که واقعا نیاز دارند و از شریک زندگی خود انتظار ندارند، بازگو کنند.
به یاد داشته باشید که تمام روابط نیاز به تلاش دارند. حتی صمیمی ترین زوج ها باید در زمان زیادی تلاش کنند تا رابطه شان بهبود یابد.

چرا نمی توانم خیانت همسرم را ببخشم ؟

اعتماد بعد از خیانت به سختی باز می گردد. شما همیشه این دوره را به عنوان یکی از سخت ترین دوره های زندگی تان خواهید دانست، اما این بدان معنا نیست که گذر از آن ممکن نباشد، بلکه به معنای سخت بودن آن است.
سالها بعد درد و رنجتان را فراموش خواهید کرد ولی این رویداد فراموش نمی شود. رک می گوییم که فراموش کردن غیرممکن است.

خوب پس امیدواریم که وقت خود را تنها بر یک هدف متمرکز کنید:

همسرتان را به خاطر خیانت ببخشید.
بخشش قبل از فراموشی می آید. بخشیدن خیانت همسرتان باید یک هدف واقعی باشد. اگر اعتقاد داشته باشید که زندگیتان می تواند نجات یابد و هر دو مایل به انجام هر کاری برای بهبود رابطه تان باشید، زمان آن است که عشق به زندگی تان برگردد.

نکاتی برای تحمل خیانت همسر

در ادامه برخی از نکات کلیدی یادآوری شده است که به شما که در تلاش برای بهبودی از خیانت هستید، کمک می کند.

  • روزهای اولیه برای بهبود شما زود است و باید صبر کنید.
  • رد شدن از این بحران راحت نیست.
  • شما مدام در حال کنترل شریک زندگیتان هستید، اما در واقع تنها چیزی که می توانید کنترل کنید، افکار، واکنش و رفتار خودتان است.
  • انتظار اعتراف کامل دارید، اما خیلی از خیانت دیده ها ماه ها برای اعتراف جزئیات صرف می کنند و این تنها باعث به هم ریختگی بیشتر می شود.
  • باید اعتماد به نفس خود را دوباره به دست بیاورید و اعتقاد داشته باشید که ارزش عشق شریک زندگیتان را دارید.
  • باید روی این موضوع تمرکز کنید که شریک زندگیتان می خواهد تغییر کند.
  • شما شکستی قابل فهم داشته اید. بنابر این به اصول اولیه بروید. مثل بهبود ارتباطات و اجازه ندهید که از بهبود رابطه تان جلوگیری شود.
  • گذشته را رها کنید.
  • بیش از حد بر آنچه اتفاق افتاده تمرکز نکنید و خودتان را سرزنش نکنید.
  • خشم خود را بروز دهید.
  • برای حل مشکلات عجله نکنید، بر شریک زندگی خود فشار نیاورید، این تنها مشکلات را پیچیده تر می کند.
  • وقت آن است که صحبت کردن را متوقف کنید و به حرف های همسرتان گوش دهید.

کمک گرفتن از افراد متخصص

در مواجهه با خیانت خیلی از زوجین کنترل رفتار خود را از دست می دهند و نمی توانند راه درست را تشخیص دهند. این امر کاملا طبیعی است. خیانت ضربه سنگینی به افراد وارد می کند و روی جسم و روح آنها اثر مستقیم دارد. بنابر این اگر می خواهید از این بحران به درستی خارج شوید و زندگیتان را بازسازی کنید، توصیه می کنیم در تمام مراحل احساسی که در حال تجربه اش هستید، از مشاوره افراد متخصص کمک بگیرید.

145 پاسخ

  1. سلام.مطالبتون خیلی جالب بود چون من از طرف خانمم خیانت دیدم خیلی به دردم خورد ولی جای یه چیزی خیلی خالی بود اول هر کاری مدد گرفتن از خالق باتشکر

      1. سلام از راهنمایی شما و وقتی که گزاشتید ممنونم.
        ولی فراموش کردنش واقعا غیر ممکنه هر لحظه هر جا حتی وقتی داری موزیکی رو که قبلا با خانومت گوش میکردی و با همدیگه میخوندینش و لذت میبردینو گوش میکنی حالت بد میشه و یاد اتفاقی که واست افتاده میفتی و دنیا برات میشه جهنم واقعا آتیش میگیری

        1. با این نوع نگرش فقط و فقط به خودتون آسیب میرسونید باید مسئله رو برای خودتون حل کنید و اگر نمی تونید حتما حتما از یک مشاوره حضوری کمک بگیرید

      1. سلام من ۷ساله با همسرم زندگی میکنم هیچ کمبود مالی روحی جنسی نداشتیم یه دختر سه ساله دارم تازگی متوجه شدم خیانت کرده خیانت اثبات شده موضوع رسید ب دادگاه و به جایی رسید تلاق تفاهمی کردیم فقط نمیدونم ببخشم یانه چون خودم همش توعذابم که چرا اینکار با زندگی م بچه بی گناهم کرد توی عذابم راهنمایی کنید

        1. سلام و وقت به خیر
          بهتره قبل از تصمیم و اقدام به جدایی هر دو نفر باهم پیش مشاور و روانشناس زوج درمانگر برید
          و مسئله رو بررسی دقیق کنید اگر میخواهید هر تصمیم بگیرید نیاز دارد که ابهامات ذهنی شما رفع شود
          بخشیدن بدون رفتار درمانی و درمان خیانت نتیجه خوب و مطلوبی نخواهد داشت

  2. سلام .خیلی نیاز داشتم با یک غریبه صحبت کنم .من و همسرم عاشق هم هستیم میپرسمتش از دوست داشتن .پارسال تابستون متوجه شدم توی دایرکت اینستا گرامش ب یک خانمی پیام داده و د جواب یک استوریش گفته همه ی مرد ها مثل هم نیستن ب دور و برت نگاه کن کیس مناسبی هم هست.من متوجه شدم و ازش خواستم توضیح بده اول گفت برای من نیست و اظهار پشیمانی کرد و قسم و قول داد ک دیگه تکرار نکنه اونموقع گفت من برای کمک ب کسی اینکار و کردم .یک سال از اون ماجرا میگذره و من دیگه کار حلافی ازش ندیدم و حس نکردم ولی امسال سر یک ماجرا مجبور شد بگه ک کار خودم بوده و همون قدر پشیمان و نادم بود و میگفت ک دیگه کار اشتباهی نکردم .و هرچی ازش جواب خواستم ک کجا احساس کمبود کردی جز شرمندم سر زیر هیچ جوابی نداد و کلی حرف زد ک جبران میکنه و من و زندگیمون و دوست داره و اون موقع فقط د حد این بوده شیطون گولش زده و از نفهمی این کار و کرده و در جا هم پشیمون شده ….. من خیلی عاشقشم بد ضربه ای خوردم روی سرش قسم میخوردم الان ک بعد یک سال تازه فهمیدم نمیدونم چکار کنم دلم میخواد ببخشم و ادامه بدم ولی میترسم از ضربه ی دوباره از عشق از دست رفتم اصلا حال خوشی ندارم ی پسر سه ساله دارم از همه مهمتر عاشق زندگیم و همسرم هستپ فقط نمیدونم چطور باید خود سازی کنم دوباره ….و ی مساله مهم تر اینه ک ی دعوای بد باهاش داشتم و سر فشار عصبی ک روم بود ی مقدار قرص خوردم بت تیغ دستم و خط خطی کردم و با قیچ نصف موهام و کوتاه کردم پشیمونم ولی دست خودم نیست من فشار عصبی روم هست همه ی زندگیم عشق و علاقم ب همسرم بود نه هیچ دیگه حالا همرو یجا گذاشتم وسط نمیدونم باید چکارکنم من با این حالم نیاز به حرف زدن دارم مباز به تخلیه ولی نمیخوام با خانواده ها و یا لشنا ها صحبت کنم چون مطمعنم شوهرم پشیمون .ولی شوهرم وقتی خیلی ناراحت سکوت میکنه از روی شرمش میگه هیچی ندارم بگم من چکار کنم الان ترو خدا باهام صحبت کنید .الان اون میگه چرا همچین کاری کردی ک هر بار از خونه میرم بیرون دلم و تنم بلرزه ک یهو ی بلا سر خودت نیاری .اون میگه همین چهار تا پیام بوده و من ب حرفش اعتماد دارم فقط نمیتونم کنار بیلم چطور ی شیطون‌میتونه اینجور فریبش بده وقتی خودمون میددنیم چطور دیوانه ی همیم

    1. سلام و وقت به خیر و پوزش بابت دیر ارسال کردن جواب شما به علت حجم بالای سوالات.
      عزیزم شما حتما و حتما نیاز دارید روی مهارت های فردی و نقاط ضعف خودتون توجه کنید و حتما اونها رو برطرف کنید و مهارتهای لازم رو یاد بگیرید.
      هر انسانی ممکنه در شرایط قرار بگیره و اشتباه بکنه شما حق دارید که از همسرتون ناراحت باشید ولی نه تا این اندازه که به خودتون آسیب بزنید .
      وقتی شما نتونید مدیریت بحران داشته باشید قطعا به زندگی مشترکتون آسیب وارد میشه.
      به همسرتون فرصت جبران بدهید و دیگه در مورد این موضوع صحلت نکنید .
      اگر میتونید به صورت حضوری با یک مشاور حرف بزنید تا مهارتهای لازم رو یاد بگیرید

      1. البته شک معقول را باید داشت ، بهترین راهنمایی ها در این مورد گوش دادن به فایل های فرهنگ هلاکویی روانشناس ایرانی مقیم آمریکاست …سایت رازها و نیازها سربزنید مفید هست.

        1. سلام و وقت به خیر البته با توجه به شرایط اگر گوش کردن به فایل ها باز هم حال شما را بهبود نبخشید باید با یک مشاور حضوری یا تلفنی صحبت کنید

  3. با سلام. حدود یکسال از دانستن خیانت شوهرم به خودم می گذره اما نمی تونم ببخشمش و فراموش کنم. به کوچکترین موردی بهم می ریزم و گریه می کنم. چند روز یکبار باهم بحث مون میشه و من هرچی رو به اون موضوع و کار زشتش ربط میدم . فکر می کنم منو دوست نداشته که اون رو انتخاب کرده. من عکساشون رو دیدم هیچ برتری نسبت به من نداشت. این بیشتر منو می سوزونه که شوهرم چه چیز اینو خواست که به پای من نمی رسید؟ خیلی داغونم. کمک نیاز دارم. در ضمن نمی تونم برم مشاوره حضوری.کمکم کنید لطفا. زندگی ام رو دوست دارم . همسرم رو خیلی دوست دارم. چطور ببخشمش و چطور فراموش کنم. با سپاس

    1. سلام و وقت به خیر و پوزش از اینکه ارسال پاسخ با تاخیر بوده به علت حجم بالای سوالات.
      خانم عزیز شما با مطرح کردن این موضوع در هر دعوا و جر و بحثی فقط دارید همسرتون رو از خودتون دور میکنید و اون رو با دستای خودتون هل میدین به سمت یک اشتباه دیگه.
      با توجه به اینکه گفتین شما خودتون رو با اون مقایسه کردین بهتره که روی اعتماد به نفس و رفتار جرات مندانه خودتون کار کنید و از یک متخصص کمک بگیرید.
      به همسرتون فزصت جبران بدهید و در مورد اون موضوع دیگه حرفی نزنید.
      روی روابط صمیمانه خودتون و همسرتون کار کنید.

    2. چقدر ما خانوم ها گناه داریم که خودمون میخوایم کمک کنیم که ببخشیم،البته که کار خوبیه،ولی اگه این قصور از سمت ما بود سرمون بالا دار بود

      1. سلام و وقت به خیر
        متاسفانه قوانین اجتماعی و شرعی در این مورد تفاوتهایی رو بین زن و مرد گذاشته
        ولی از نظر علمی اگر خانمی هم دچار روابط فرازناشویی و خیانت شود همین مراحل رو باید در نظر
        بگیریم و فرصت ها رو برای ایشون هم ایجاد کنیم.
        و من مراجعینی بسیاری داشتم که خانم این اشتباه رو انجام داده بود و با جلسات مشاوره به رابطه زوجی
        خوب و پایداری بعد از جلسات مشاوره رسیدن

  4. سلام.
    من مدت 1 سال با همسرم زندگی کردم. به طور اتفاقی متوجه شدم که به من خیانت کرده. ولی حدود دو هفته طول کشید تا ذره ذره متوجه بشم خیانت کرده. حدود چند ماه با یکی از کارکنان کنار مغازه محل کارش ارتباط و دوستی داشت و چون اون شخص فرد آسیب دیده خانوادگی بود خواست کمکش کنه ولی کم کم به خاطر ترس از افشا شدن رابطه پیش پدر و مادرم این موضوع رو به من نگفت. به طور اتفاقی متوجه شدم . سال ها به من می گفت منو دوست داره و اینو نشون می داد و به همه فامیل می گفت. تو فایل رو سرش قسم می خوردند و من همیشه فکر می کردم بهترین فردیه که می تونستم تو زندگی به دست بیارم. درباره رابطه و برخورد با اون شخص همون اول بهش توضیح دادم ولی پرخاش کرد و گفت تو به من شک داری. اون همسن پسر منه. نترس من باهاش دست نمی دم.
    اینم بگم که من 47 سالمه و خانمم 44 سالشه. من تا حدودی مشکل جنسی داشتم و ارتباطمون ماهی یک یا دوبار بود. قبلاً به اون ابراز محبت نمی کردم و همیشه از این مسئله شاکی بود. به همین خاطر و به راحتی وقتی یکی بهش ابراز محبت کرد فریب خورد. اون بی شرف هم مشکل جنسی بین مارو فهمیده بود و از این راه باعث شد همسرم به من خیانت کنه.
    به خاطر دو فرزند خردسالم و به خاطر پدر و مادرم که چسبیده به آپارتمان ما زندگی می کنند نمی تونم طلاقش بدم چون پدر و مادرم از این موضوع می میرند.
    دیگه هیچ اعتمادی بهش ندارم و یک کلمه از حرفاشو در مورد خودم قبول نمی کنم.
    احساس می کنم قلبم پاره پاره شده. می خواستم اون بی شرفی که باعث این کار شده رو بکشم ولی حرفایی زد که شک کردم زن من چقدر تقصیر داره. الان نمی دونم کی راست میگه کی دروغ.
    احساس می کنم حجم نفسم کم شده. اینقدر داغون و خرابم که نمی دونم چکار کنم.
    کمی کمکم کنید.

    1. با سلام و وقت به خیر
      مسئله ای که عنوان کردین نیاز به بررسی بیشتری داره.
      اینکه رابطه شما با همسرتون ماهی یکی دوباره خودش باید بررسی بشه آیا نیاز همسرتون بیشتر هستش.
      اینکه بخواهید به خاطر دیگران و پدر و مادرتون به زنوگی مشترک ادامه بدین کار اشتباهی. حتما حتما به صورت حضوری از یک مشاور کمک بگیرید
      به همسرتون فرصت دوباره بدهید برای جبران اون اشتباه.
      ولی با هر بحثی اون موضوع دو تکرار نکنید

      1. سلام
        من 10 ساله ازدواج کردم
        چند وقت پیش متوجه تغییر رفتار های همسرم شدم بعد از چند ماه متوجه خیانتش با زن متاهل شدم
        اولش انکار کرد ولی وقتی بهش تابت کردم قبول کرد و اظهار پشیمانی کرد ولی بعد از یه هفته دوباره شروع کرد دوباره که مچش و گرفتم اطهار پشیمانی کرد ولی متاسفانه این روند چندبار دیگه تکرار شد
        تو این مدت خیلی بهم فشار اومده بدتر از همه اینکه به خاطر بعصی مسایل هنوز اون خانوم رو میبینه
        اصلا نمیتونم بهش اعتماد کنم زندگیم و دوست دارم باتوجه به اینکه دو فرزند دارم نمیتونم رهاش کنم
        در صمن همچنان رفتار هاش مشکوک هست و مرتب گوشیش رو قایم میکنه و به من میگه حق نداری دس به گوشیم بزنی و منو چک کنی
        از نطر مالی هم منو تو مزیقه میزاره که نتونم برم پیش مشاور

        1. سلام و وقت به خیر
          اولین کاری که باید انجام بدین از نظر مالی خودتون رو بالا ببرید . کمی مستقل شوید.اگر امکانش رو دارید سر کار بروید و اگر امکانش رو ندارید حتی با کارهای خانگی برای خود درامدی داشته باشید.و بعد قاطعانه در برابر رفتار همسرتون بایستید.
          روی روابط بین فردی خودتون فوکوس کنید

    2. دوست بزرگوار وضعیت شما را درک می کنم ..یه مدتی تحت نظرش داشته باش اگر خوب شد که خوب ولی اگر ادامه داد برای همیشه ازش خداحافظی کن. چون ادامه ی زندگی با شک خیلی سخت هست.

  5. سلام
    وقتی طرف بعد از سالها خیانت، هنوز داره رفتارهای مشکوک را ادامه میده،بنظرتون این شخص قابل اعتماده؟قفل کردن کوشی،حتی همراه بردنش موقع استحمام! آیا بنظرتون باید اعتماد کرد؟اصلا میشه؟

    1. سلام و وقت به خیر
      با بودن رفتارهای مشکوک نمیشه به کسی اعتماد کرد ولی باید مسئله رو ریشه یابی و حل کرد. مدام چک کردن و کنترل کردن طرف مقابل راه حل مناسبی نیست باید موضوع رو به طور اساسی حل کنید حتما از مشاوره حضوری کمک بگیرید

  6. سلام من ی نوجوان هستم ی بار که نه دو بار شوهرم داره بهم خیانت میکن گوشیش پر از شماره های دختر و زنای شاغل ب کارای بد هستش نمیدونم چکار کنم نمیدونم کجای زندگیم اشتباه بدجور عاشقشم اونم دوسم داره ولی انگار ی نوع عادت یامریضی از دوران مجردیش داره هیچ توضیحی هم درقبال کاراش نمیده من میمونم وفکرام

    1. سلام و وقت به خیر
      من خیلی متوجه مسئله شما نشدم
      همسرتون با خانمهای بد ارتباط داره؟؟؟
      شما و همسرتون چند سالتونه؟
      چند وقته که ازدواج کردین؟
      یه سری بررسی ها باید انجام بشه
      ما این رفتاری که شما دارید از همسرتون توضیح میدین عادت رفتاری بد نمیدونیم.
      این نووع بعد از بررسی های تخصصی شاید نیاز به دارو درمانی و رفتار درمانی داشته باشه
      حتما از یک مشاور خوب کمگ بگیرید

  7. سلام خیلی داغونم.منو همسرم ۸ سال عاشق هم بودیم خونواده هامون راضی نبودن برای ازدواجمون ولی بزور باهاش ازدواج کردم بخاطرش اشک پدر پیرمو درآوردم خیلی همدیگرو دوست داریم ولی دوروز پیش متوجه شدم با یه دختر تو شبکه های مجازی چت میکنه دختره براش عکسای زشت فرستاده بود اونم قربون صدقش میرفت.وقتی فهمیدم کلی گریه و جیغ و داد که متنفرم ازت.همسرم تا صب گریه کرد و ابراز پشیمانی.ولی دیگه نمیتونم بهش اعتماد کنم.من بخاطرش از همه چی گذشتم با نداشته هاش ساختم چون عاشقشم ولی اون خیلی راحت خوردم کرد.آدم هیچ وقت نمیتونه فراموش کنه

    1. سلام و وقت به خیر
      رفتاری که شما همسرتون داشتین از روی هیجان بالا بوده
      قطعا همسرتون رفتار اشتباهی رو انجام داده که باید علت رفتارش رو بررسی کنید
      که چه مشکلی وجود داشته که فرد به همچین کاری دست زده
      اینکه نمی تونید بهش اعتماد کنید الان حق دارید ولی راهکارهایی وجود داره که اعتماد از دست رفته برگرده.
      حتما از یک مشاور خوب کمک بگیرید

  8. باسلام وخسته نباشیدو تشکر ا الطافتون
    خیانت همسر من در حد بوس ومالش بوده سکس نداشته اند وظاهرا خیلی پشیمونه و میکه منو ببخش وتحملم کن ولی من خیلی داغونم آیا به نظرتون می تونم باهاش کنار بیام ؟ایا ممکنه بازم به کاراش ادامه بده؟می فرمایید من چیکار کنم زندگی وبچه ها وهمسرم رو دوس دارم ولی افکارم حتی یه لحظه هم ارامش نداره.ممنون از راهنمایی هاتون

    1. سلام دوست عزیز
      اینکه بخواید همسرتون رو ببخشید کاملا یک مساله شخصیه و به شما مربوط میشه اما در نظر داشته باشید که اگر میبخشید باید به طور کامل این مساله رو رها کنید شاید به این زودی فراموش نشه اما باید سعی کنید فکرتون رو مشغول نگه نداره در واقع من از شما میخوام با توجه به اینکه میفرمایید بچه ها و همسرتون رو دوست دارید و فقط یک بار بوده و تکرار نشده شاید بهتر باشه باز هم یک فرصتی بهش بدید اما شاید لازم باشه کمی بیشتر با روحیات خواسته و نیازهای هم بیشتر از قبل آشنا بشید خوبه که برای حال بهترو اینکه سوالی اگر دارید با یک مشاور هم همفکری کنید

  9. سلام من8سال پیش باهمسرم ازدواج کردم دخترم 3 سالش من و همسرم دوره دبیرستان با هم آشنا شدیم ویکسال واقعا عاشق هم بودیم اما به خاطر خانواده ها نتونستیم ادامه بدیم بعداز 3سال رفتم خواستگاری وازدواج کردم از موقع نامزدی متوجه شدم دوست داشته با همکلاسش دوست بوده وخواستگارش بوده شوکه بودم کم‌کم با شک درست شد وازدواج کردیم سه ماه ازازدواجمون نگذشته بود که متوجه شدم به همکلاسی پیام داده پشیمون شد بخشیدمش وچند سال خوب یودیم عاشق هم بودیم همه چیز عادی بود واقعا اما من ترس داشتم تا چند وقت پیش متوجه شد حدود دوماه پیام میفرستاده برا همون همکلاسی که متاهل هم هست گریه وزاری که یه فرصت بهم بده وقسم قرآن که هیچ رابطه ودوست داشتنی نبوده فقط کنجکاوی والانم می‌خوام جبران کنم واقعاً هم داره تلاش میکنه ولی من داغونم ومیترسم بااینکه از جزئیات کارش هیچ نمیگه ومیگه خودم نمیدونم چرا من باید چه کنم تشکربابت جوابتون

    1. سلام و وقت به خیر
      دونستن جزئیاتی ارتباط اون دو نفر نه تنهاکمکی به شما نمیکنه بلکه فقط باعث وسواس فکری و نشخوار فکری شما میشه
      اینکه همسرتون میخواد جبران بکنه خیلی خوبه باید این فرصت رو بدین و در رابطه خودتون هم نقاط ضعف رو پیدا کنید
      زمانهای بیشتری رو برای با فرزند بودنتون بزارید و هیجان زندگیتون رو بالا ببرید

  10. دوستم خانم 35ساله ای هست.15ساله ازدواج کرده سه فرزند داره که آخریش 2ماه داره.شوهرش زورگو بدبین متعصب بی ادب مغرور هست.همینطور پولدار وبه سبک خودش علاقمند به زن و زندگیش.
    تو این چند ساله بدون توجه به تمام عقاید و علایق دوستم هر چیزی رو از نوع پوشش گرفته تا معاشرت و ..تحت تسلط خودش گرفته و همش اختلاف داشتن
    بسیار نسبت به خانواده زنش بی ادب و گستاخی کرده حتی گفته برادرت به تو چشم داره علاوه بر این مادر و خواهری داره که ازهمه نظر وابسته به این آقان
    خااصه دویتم طی پروسه از که داشته برای بهبود روابط فامیلی بابکی ار مردای فامیل انجام مبداده با اون آقا ش وع به چت مبکنه و کا به صمیمیت میکشه
    همسر محتدم مچشونو مبگیره زن دو تا حد مرگ میرنه مجبورش میکنه مهرشو و خونشو ثبتی ببخشه
    و سکسش رو دو برابر میکنه
    حالا مشکل اینجایت که دویتم مبخواد لا ابن هبولا بمونه حتی خانوادشم مبگن طلاق
    انا وویتم بخاطر بچه هاش و ترس از انگ خیانت میخواد بمونه
    من که شک دارم بتونه اب همه مسکل دو تحمل کنه
    نظر سما برام مهمه

    1. سلام و وقت به خیر
      مسئله ای که شما عنوان میکنید در مورد دوستتون خیلی نیاز به بررسی و تحقیق داره و به این سادگی نمیتونه باشه.
      این خانم و آقا حتما باید پیش مشاور برن برای حل مشکلاتشون تاکید میکنم حتما.
      ولی در مورد اینکه به خاطر ترس از خیانت و آبروریزی و و به خاطر بچه اگر فردی بخواد توی یک زندگی و رابطه ای که آرامش و احترام و دوست داشتن و محبت نیست بمونه بزرگترین اشتباهه .
      چون خطایی که امروز اتفاق افتاد و خانم با فرد دیگه ای شروع به صحبت کرده امکان داره اگر در رابطه زن و شوهری بی عاطفه بمونه و ادامه بده باز تکرار بشه

  11. سلام وقت بخیر من گوشی همسرم رو چک کردم دیدم تو اینستا به یه خانوم که همسایه مون هست و متاهل پیام داده و قربون صدقه اش رفته وازش خواسته همو ببینن من به همسرم گفتم موضوع رو فهمیدم ابراز پشیمانی کرد و گفت میخواستم سربه سرش بزارم و دایی گفته و من پشیمانم منم چون دوستش دارم همون شب بخشیدم ولی نمیتونم اعتماد کنم و چطوری ازش قول بگیرم همچین کاری نکنه دیگه…هرکار میکنم ته قلبم ناراحتم خواهش میکنم راهنمایی کنید ممنون

    1. سلام و وقت به خیر
      نباید خیلی زود و راحت در مورد این موضوع همسرتون رو ببخشید چون این باعث میشه
      قبح موضوع مشخص نشه و طرفتون متوجه میزان آسیب شما نشه
      باید برای اینکه این موضوع رو ببخشید حتما باید شروط معقولی داشته باشید
      و اون فرد هم سعی کنه اشتباهش رو جبران بکنه

  12. من یه مرد ۳۸ساله هستم.حدود ۱۷سال با همسرم زندگی عاشقانه داشتم.تا اینکه متوجه شدم یه مدت حدود ۳ماه با همسایمون که اونم متاهل و دوتا بچه داره و ازقضا خیلی با هم صمیمی بودیم،ارتباط داشته.وقتی متوجه شدم تصمیم به طلاقش گرفتم.اما قرآن گذاشت روسینه بچم و قسم خورد که گول یارو رو خورده و اینقد او نامردجلوش گریه زاری کرده و گفته میخوام مثل خواهرم باشی اما متاسفانه طرف علاقه پیدا کرده بوده.والبته ارتباطشون درحدپیامهای عاشقانه توی واتس آپ و چندبار با ماشین بیرون رفتن بوده و قبل از اینکه به جای باریک بکشه دوتاشون پشیمون شدن و همسرم با یه برخورد تند ازش جدا شده.من خیلی همسرمو دوست داشتم و دوتا بچه ۴و۱۲ساله دارم.بخاطر بچه هام میخوام ببخشم اما خیلی تحمل این وضعیت برام سخته.چیکار کنم که بتونم فراموش کنم.تورو خدا کمکم کنید.نمیخوام بچه هام نابود بشن.خودم به درک.فقط بگید چطور رفتارمو کنترل کنم.

    1. سلام و وقت به خیر.
      ببینید این مسئله در ابتدا قابل فراموشی نیست طی یک پروسه و فرایند در ابتدا باید شروطی از سمت شما گذاشته بشه و اول اعتمادسازی اتفاق بیفته و دوم بخشش صورت بگیره َو بعد فراموشی صورت میگیره

      1. میشه خواهش کنم راجع به شروط و نحوه اعتمادسازی بیشتر توضیح بدید؟

        1. توی متن راجع به اعتماد سازی توضیح داده ایم. به دقت مطالعه کنید. اگر احساس کردید نیاز به مشورت دارید میتونید از مشاوره تلفنی ما استفاده کنید. 28424894

  13. سلام
    وقتتون بخیر

    امکان مشاور حضوری هست که من و همسرم بیایم پیشتون

    تو چت هاش دیدم با یکی از همکاران قدیمیش چت کرده
    اون گفته هم و ببینیم و همسرم امروز و فردا کرده ولی آخرین پیام همسرم این بوده که آخر هفته خوبه ؟
    چون آخر هفته ها معمولا من نیستم

    البته وقتی فهمیدم می گه از طرف اون فرد دیگه پاسخی نیومد

    چی کار باید کنم
    دارم دیونه می شم

    1. با سلام و وقت بخیر. خیلی خوبه که تصمیم گرفتید مشاوره انجام بدین. بله مشاوره حضوری هم داریم. با شماره 28424894 تماس بگیرید، تا هماهنگی لازم انجام بشه.

  14. سلام.زن من مدت 4 ساله که کلش بازی می کنه.من خیلی بهش اعتماد داشتم و همیشه ازش تعریف می کردم.حتی دوستام به رابطه ی ما حسودیشون می شد.تو این 4 سال همیشه گوشیش همراش بود و اصلا از خودش جدا نمی کرد.چند بار چک کرده بودم ولی چیزی ندیده بودم.1 ماه پیش وقتی خواب بود رفتم تو بازی کلشش و دیدم که توی کلن با چند تا پسر و دختر دیگه چت کردن و عزیزم و قربونت برم و این حرف ها.خیلی شوکه و عصبانی شدم ولی کاری نکردم .خودمو توی اون کلن عضو کردم و چند روز فقط چت هاشو می خوندم.خیلی باهاش مهربونتر شدم و گفتم شاید از کارش دست بکشه.حتی الکی بهش گفتم توی کلن ما یه زن شوهر دار هست که بی خبر از شوهرش میاد چت می کنه.2 روز خوب شد و دیگه چت نمی کرد ولی بازم شروع کرد منم هر روز مهربونتر می شدم و فقط چت هاشو می خوندم.تا اینکه یک شب منو از کلن انداختن بیرون .منم عصبانی شدم و اومدم خونه گوشیو باز کردم و چت هاشو خوندم.خیلی عصبی بودم و اونم استرس گرفته بود و فقط معذرت خواهی می کرد.با هزار بدبختی گفتم می بخشمت و دیگه نکن.چند روز بعد یادم افتاد که قبلا اکانت اینستا داشته رفتم خونه و اکانتشو ریکاوری کردم.تو دایرکت با چند تا پسر چت معمولی کرده بود ولی یکی بود که تقریبا 5-6 ماه با هم چت کرده بودن و نزدیک 10-11 تا عکس هم براش فرستاده بود.دوباره عصبی شدم و دعوامون شد و بعد از کلی کش و قوس و داد و بیداد تصمیم گرفتم ببخشم ولی فکرم آزاد نمی شد.قلبم ازش درد گرفته بود.اصلا باورم نمی شد که زن من این کارو کرده باشه.آخه اون محجبه هست و چادر سر می کنه ولی عکس هایی که فرستاده بود بدون حجاب بود.بعد از چند روز با اکانت خودش اسمشو تو اینستا سرچ کردم دیدم یه پیج دیگه داره که عکس بدون حجابشو گذاشته پروفایل و منو بلاک کرده بوده تا من نبینم.بردمش بیرون تا باهاش صحبت کنم.اول انکار کرد ولی بعد قبول کرد گریه می کرد و معذرت می خواست و می گفت اینا برای قبله و خیلی وقته توبه کردم.راستم می گفت تقریبا برای 2 سال پیش بود.بعد از ریکاوری این یکی اکانت دیدم که با یه پسره تقریبا 6-7 ماه چت کرده و عکس فرستاده که از عکس های اول بدتر بود.حرفهایی هم که زده بودن خیلی برام سنگین بود.دوباره رفتم خونه و باهاش صحبت کردم گفتم هرچی هست خودت بگو نزار من خورد خورد داغون شم.اونم گفت یه گروه تو تلگرام بود که اونجام چت می کردیم و یه پسره بود که باهاش یه مدت تو تلگرام چت کردم ولی الان 2-3 ماهه که فقط تو کلش چت می کنم.عادت کرده بودم و تنها بودم و تو بهم توجه نمی کردی و از این حرفها.پرینت خطشو گرفتم دیدم بعضی شبها تا ساعت 3 یا حتی 5 صبح آنلاین بوده و چت می کرده.من به خاطر 2 تا بچه هام و اینکه هربار دعوامون شد تهدید به خودکشی کرد بخشیدمش.الان خیلی باهم خوبیم و بیشتر از قبل دوستش دارم اونم واقعا پشیمونه و همش عذر می خواد و میگه شرمندتم جبران می کنم.دوست دارم زندگی کنیم ولی تک تک اون حرفهایی که توی چت هاش زده بود و عکس هایی که فرستاده بود و اینکه 4 سال مخفیانه با پسر های دیگه چت میکرده بدجوری اذیتم می کنه.مغزم داره منفجر میشه.نمی دونم باید چی کار کنم.چت تو کلشش طوری بود که من 20 دقیقه میرفتم حموم هم چت می کرد.الان میگم توی این 4 سال فقط پیش من ظاهر و حفظ کرده و زندگی کرده درواقع روحش جای دیگه بوده ولی میگه اون موقع هم دوستت داشتم و نمی دونم چرا اون کارارو کردم.توروخدا یه راه حل بگید مغز و فکرم خالی شه.نمی خوام زندگیی که 10 سال براش زحمت کشیدم خراب شه.آینده ی بچه هام چی میشه.لطفا کمک کنید

    1. سلام و وقت به خیر.
      قطعا همسرتون رفتار اشتباهی رو انجام داده که دلیل اون رو هم بی توجهی شما ذکر کرده، بنابراین با اصلاح رفتار خودتون این کمبود همسرتون رو باید جبران کنید که خوشبختانه همینکارو انجام دادید. زمانی که همسرتون نیاز به توجه و محبت خودشو با شما برطرف کنه مطمئنا جای دیگری سراغ اونو نمی گیره. این مسئله هم در ابتدا قابل فراموشی نیست طی یک پروسه و فرایند در ابتدا باید اعتمادسازی اتفاق بیفته و دوم بخشش صورت بگیره َو بعد فراموشی صورت میگیره.

      1. سلام.راستش زیاد امید نداشتم جواب بدید.خیلی خیلی ممنون از اینکه خوندید و پاسخ دادید و وقتی که گذاشتید.من هم بخشیدمش و هم اعتماد دارم.چند روز پیش رفتیم مشهد اونجا توی حرم همه ی حرفهامونو زدیم و به همدیگه قول دادیم تا ابد کنار هم بمونیم و به هم خیانت نکنیم.فقط می خواستم ببینم تکنیک خاصی هست برای اینکه زودتر یا راحت تر بشه این موضوع رو فراموش کرد.کتاب یا مقاله ای در موردش هست؟بازم ممنونم

  15. سلام لطفاکمکم کنید.حالم خیلی بده.به فکر خودکشی افتادم.راستش حتی تو خواب هم نمیدیدم یکروز این اتفاق واسه منم بیفته.چند وقت پیش فهمیدم خانومم تو انیستاگرام با یه مرد غریبه تو ترکیه درارتباط هستش.خانومم چون زبان ترکیه ایش خوبه میتونه راحت حرف بزنه.بعد چند وقت پیش من فهمیدم.نزدیک به ۵ماهه با مرد غریبه که تو ترکیه هستش رابطه ی مجازی داره..وقتی من فهمیدم اون اولش ابراز پشیمانی نکرد.ولی بعد از چند روز پشیمانی خودشو گفت..حالم خیلی بده..فقط میخوام بمیرم.به اون روزهایی فکر میکنم که باهم کنار هم چقدر خوش بودیم..ولی منم هم زیاد اذیتش کرده بودم حتی کتکشم زده بودم..خانومم گفت فقط بخاطره اینکه منو زدی وارزش به من قائل نشدی این کارو کردم.مادوتا بچه داریم.میدونم من هم مقصرم..الان افسرده شدم خیلی زیاد..من خانوممو دوست دارم لطفا کمکم کنید

    1. سلام و وقت به خیر
      اتفاقی که براتون افتاده باعث شده که شما ناراحت و نگران و افسرده بشید . تا اندازه ای حق دارید..
      برای اینکه بتونید این مسئله رو حل کنید در ابتدا باید شرایط زندگیتون به حالت اول باشه و بعد از اون انتظار و توقعات همسرتون رو از شما ببینید چی هست؟
      و بعد انتظار و توقعات شما از همسرتون
      اگر همسرتون قبول داره که اشتباه کرده برای اینکه شما اشتباهشون رو ببخشید باید شرط هایی که قابل انجام باشه برای بالا رفتن اعتمادتون رو ازش بخواهید که انجام بدن.
      و مهم ترین موضوع اینه که شما ببینید کجا های زندگی برای همسرتون کم گذاشتید چه نیازهایی رو براورده نکردیم
      در حوزه رفتاری. کلامی. احساسی. جنسی. خانوادگی. مالی
      توی این مسئله باید بپذیرید که شما هم اشتباه دارید

    2. سلام.من دقیقا حالتو درک می کنم.دقیقا همین اتفاق هم برای من افتاده.من زنمو کتک نزدم حتی بهش فحش هم ندادم ولی خوب که فکر می کنم میبینم زیاد بهش توجه نمی کردم یا سر کار بودم یا خواب بودم یا داشتم با بچه هام بازی می کردم.من زنمو بخشیدم ولی دلم باهاش صاف نمیشه.باز شما متن رو به ترکیه دیدی.من فارسی بود.وقتی خوندم باورم نمی شد این حرف ها رو زن من گفته باشه و اون حرفها رو شنیده باشه.دوست داشتم میمردم و همچین روزی رو نمی دیدم.ولی 1بار تصمیم گرفتم راه درست رو انتخاب کنم.نه کتکش زدم نه بی ادبی و بی احترامی.فقط گفتم میبخشمت و حلالت می کنم.باور کن گریه می کرد میگفت کتکم بزن این رفتارت بدتر داغونم می کنه ولی یاد روزهای خوبمون که می افتم می بینم زندگی بالا و پایین داره.آدم فکر می کنه این داستان ها فقط برای بقیه اتفاق می افته.به نظر من بشین باهاش حرف بزن .فقط من 1 اشتباه کردم شما اونو تکرار نکن.تمام ریز و درشت رابطه ی مجازی شو پرسیدم.اینکه کی کجا چجوری چت کرده باهاشون آشنا شده چندتا بودن چی گفتن.الان همونا خیلی داره اذیتم می کنه و همش میاد تو فکرم.ازش قول گرفتم که دیگه کارشو تکرار نکنه.بهش گفتم به قبل کاری ندارم مهم از الان به بعده.الانم بعد تقریبا 40 روز داریم زندگی می کنیم ولی فکرم هنوز خلاص نشده.مدام بهش فکر می کنم.دوس دارم میشد زمان به عقب برگرده تا همه چیزو عوض کنم.شمام بهتره به خاطر بچه هات زیاد سخت نگیری.اتفاقیه که افتاده.هرجوری نگاه کنیم خودمونم مقصر هستیم.می دونم شاید الان فکر کنی زیاد آدم غیرتی نیستم ولی تو متن قبلیم نوشته بودم زنم محجبه و چادریه خودمم خیلی با تعصب و غیرتیم کلا خانواده ی تقریبا مذهبی هستیم.مشکل من 100 برابر بدتر از شماست.حداقل خانوم شما عکسشو واسه طرف نفرستاده یا کلا 5 ماه بوده نه مثل من 4 سال.ببخشید دخالت کردم گفتم شاید بتونم کمک کنم

    3. سلام من یک زن مطلقه بودم که یه دختر دارم که چند سال پیش از شوهرم جدا شدم و چند سالی تنها بودم تا اینکه حدود دو سال پیش به پیشنهاد زن داداش بزرگم که یه دوست داشت و دوستش یه خواهر داشت واسه داداش کوچکم رفتیم خواستگاری خواهر دوست زن داداش بزرگم خلاصه قبول کردن و نامزد شدن و نامزد داداشم یه برادر داشت که چند وقت بعد اومد خواستگاری من و منم با اصرار و تعریف و تمجید همون زن داداش بزرگم قبول کردم و با هم نامزد کردیم یک ماه با هم نامزد بودیم و چهار ماه هم صیغه محرمیت خوندیم بعد هم عروسی گرفتیم تو دوران نامزدی خیلی منو دوس داشت عاشقم بود ولی بعد از چند ماه که از عروسیمون گذشت سر یه جریانی بهش شک کردم و رفتم پرینت تلفنشو از زمان نامزدی درآوردم و متاسفانه و به َطو غیر قابل باوری فهمیدم که شوهرم با زن داداش بزرگم که واسطه ازدواج ما بود از همون زمان خواستگاری داداشم رابطه داشته اول رابطشون در حد حرف و پیام و زنگ و بعدشم به نهایت رابطه جنسی و بعد از اینکه با من هم نامزد کرده رابطشون ادامه داشته و زنگ و پیام داشتند ولی خودشون بعدها اعتراف کردن که فقط همین بوده و رابطه جنسی دیگه نداشتند نمیدونم حالا راست گفتن یا دروغ نتونستم اینو بفهمم و برای اینکه این موضوع رو بفهمم یه پرینت دقیق تر از شماره شوهرم از همون اول نامزدی گرفتم و متاسفانه متوجه شدم که غیر از زن داداشم با یه خانم شوهر دار دیگه از خیلی سال قبل رابطه داشته و این رابطه رو بعد از اومدن خواستگاری من حتی تا یه شب قبل عروسی تموم نکرده و باهاش همه جور ارتباطی داشته هم تلفنی هم حضوری و من مطمئنم که رابطه جنسی هم باهاش داشته آخه شوهرم قبل عروسی خونه مجردی داشته خلاصه وقتی این چیزها رو فهمیدم که شوهرم تو بهترین دوران زندگی تو اوج عشق و احساس دوران نامزدی این کارا رو کرده خواستم به زندگیم پایان بدم اما نشد چندین مرتبه راهی بیمارستان شدم به خاطر هر دو موضوع که یکی از یکی بدتر بود ولی شوهرم همه حرفش و دفاعش اینه که هر چی بوده مال گذشته بوده و من تو گذشته گیر کرده بودم و با این زنه چندین سال رابطه داشتم و فک می‌کرد صب میکنم طلاق بگیره برم باهاش ازدواج کنم ولی من تو رو دیدم عاشقت شدم و نتونستم بیخیال تو بشم برا همین میخاستم اون با خوبی از زندگیم بره بیرون و تو از گذشتم چیزی نفهمی و نیاد چیزی بهت بگه به خاطر همین ادامه دادم با زن برادرمم میگه اون گولم زده و گفته اگه تو باهام ادامه ندی میرم با کس دیگه رفیق میشم و منم دلم سوخته براش ولی هر چی بوده رو قبل از عروسی تموم کردم با هر بدبختی که بوده هر دو رو تموم کردم که یه عمر باهم عاشقونه زندگی کنیم و همیشه منو سرزنش میکنه که اگه اینقد کنجکاوی نکرده بودی هیچی نمیفهمیدی و زندگی و آرامشت بهم نمی‌خورد حالا من از شما کمک میخوام میخوام اولا بپرسم آیا اینکه شوهر من تو بهترین دوران زندگی با اون هرزه هایی که مال گذشته بودن ادامه داده آیا خیانت محسوب نمیشه آیا حرفایی که در مورد کنجکاوی من میزنه درسته و اگه من این کارو نکرده بودم بهتر بود و از همه مهمتر چطور با این قضیه کنار بیام از یه طرف اون زن داداش آشغالن که یه عمر بهش اعتماد داشتم اینجوری خنجر به قلبم زده از یه طرف بهترین دوران زندگیم دوران نامزدیم تباه شده و از یه طرف این فکر هر شب و هر روز هر ثانیه ولم نمیکنه که دو تا زن شوهردار…. چرا چرا چرا دیگه اشکی برام نمونده دیگه رمقی ندارم جدا هم نمیتونم بشم نمیدونم چه خاکی تو سرم بریزم کمکم کنید توروخدا

      1. با سلام و وقت به خیر
        هیجانات و احساس های منفی و سختی رو تجربه کردین . شما قبل از انتخاب باید کمی بیشتر دقت میکردین
        و در مورد گذشته و نوع روابط و ارتباطات کسی که انتخاب کردین سوال میکردین . و اطلاعاتتون رو کامل میکردین
        اینکه قبل از ازدواج چشم خودتون رو ببندین و بعد از ازدواج باز کنید جز آسیب و حال بد چیزی برایتان نخواهد داشت .
        به موضوعی که فهمیدین فکر نکنید و دچار وسواس و نشخوار ذهنی نشوید
        بهتره حتما از جلسات مشاوره و جلسات مشاوره تخصصی کمک بگیرید که بتوانید دوباره به همسرتان اعتماد کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سرپرست نویسندگان
دکتر مریم عبداللهی- مشاوره خانواده و کودک

مریم عبدالهی

ارشد روانشناسی عمومی
مشاوره ازدواج، مشاوره فردی

رزرو یک جلسه مشاوره