افسردگی بیماری است که همه افراد چندین روز، هفته و حتی سالها ممکن است با آن درگیر شده باشند ولی چون علائم افسردگی را نمیشناسند نمیدانند که چه کار کنند.
این بیماری سرطان فکر است. ذهن شما زمان ابتلا به آن نمیتواند بهطور سالم فکر کند و سراسر زندگی شما را اسیر میکند. از روابط اجتماعی گرفته تا دردهای بدنی و خستگیهای مزمن همه میتوانند نشانههای این مرض روحی باشند.
این بیماری روحی مانند هر بیماری دیگری علائم مخصوص به خود را دارد که هر چه زودتر شناسایی شوند، سریعتر میتوان آن را درمان کرد.
متاسفانه امروزه علائم افسردگی را در مردان و زنان با هر سنی میتوان دید. اما مردم راجع به این بیماری آزاردهنده اطلاعات کافی ندارند و بلد نیستند که چگونه باید با آن روبرو شوند.
پس اگر میخواهید با علائم این بیماری آشنا شوید تا آن را در افراد نزدیک یا خودتان تشخیص دهید، حتما تا انتهای مطلب همراه ما باشید.
تفاوت بین غم و افسردگی
تشخیص غم و این بیماری از یکدیگر دشوار است. این دو ویژگیهای مشابه زیادی دارند اما چند تفاوت مهم را هم میتوان این بین دید. غم و اندوه پاسخی کاملا طبیعی به از دست دادن یک عزیز یا چیزهای مهم دیگر در زندگی بوده، در حالی که افسردگی یک بیماری است.
احساس غم و اندوه و از دست دادن در افراد غمگین میآیند و میروند اما آنها همچنان میتوانند از چیزها و اتفاقهای زندگی لذت ببرند و به آینده نگاه کنند.
در مقابل، افراد افسرده مدام احساس غمگین بودن میکنند و برای آنها لذت از چیزی یا مثبتاندیشی نسبت به آینده، دشوار است.
علائم افسردگی در سطح روانشناسی و فیزیکی چیست؟
خوشحال نبودن مساوی با افسردگی نیست. احتمالا از این واژه برای توصیف یک آخر هفته بد یا احساستان برای جدایی از یارتان استفاده کردهاید اما این بیماری بسیار فراتر از آن است.
علائم افسردگی شدید موارد خاصی هستند که با دانستن آنها میتوانیم این مرض روحی را از ناراحتی جدا کرده و برای درمان آن تلاش کنیم.

آینده ناامیدکننده
افسردگی ماژور یک اختلال خلقی است که بهطور کلی بر احساس شما در مورد زندگی تاثیر میگذارد. داشتن یک چشم انداز ناامیدانه یا درمانده به زندگی، شایعترین علامت این بیماری است.
احساسهای دیگری که این مرض با خود به همراه میآورد عبارت هستند از بیارزشی، نفرت از خود، احساس گناه زیادی و احساسات مشابه دیگر.
فرد افسرده نمیتواند تفکر سالمی در مورد آینده داشته باشد و نظر دهد. او همواره آیندهای تیره و اتفاقات بد را در انتظار خود میبیند و این موضوع سبب میشود که نسبت به فعالیتهای روزمره میل خود را از دست بدهد.
این بیمیلی بهخودی خود شدت این بیماری را افزایش میدهد. از این موضوع متوجه میشویم که علائم افسردگی در مردان و زنان بسیار پیچیده و مرتبط به هم هستند.
همچنین بخوانید: آیا بین افسردگی و خیانت به همسر ارتباطی وجود دارد؟
از دست دادن علاقه
اگر قبلا از ورزش کردن، همنشینی با دوستان، آشپزی و کارهای دیگر لذت میبردید و امروز هیچکدام برای شما معنا ندارند، متاسفانه یکی از علائم افسردگی را دارید.
این بیماری میتواند لذت را از چیزهایی که به آن علاقه دارید، بگیرد. کنارهگیری یا از دست دادن علاقه نسبت به فعالیتهایی که در گذشته دوست داشتید، یکی از علائم افراد افسرده است.
همچنین ممکن است علاقه خود را به روابط جنسی از دست بدهید و حتی در مواردی ناتوانی جنسی را تجربه کنید.

افزایش خستگی و مشکلات خواب
افراد افسرده اغلب با کمبود انرژی و احساس خستگی شدید مواجه میشوند که این دو میتوانند یکی از ناتوان کنندهترین علائم افسردگی باشند. در نتیجه فرد دوست دارد مدت زمان زیادی از روز را بخوابد.
حتی احساس خستگی شدید میتواند یکی از دلایلی باشد که انجام کارهای مورد علاقه خود را متوقف کنید. البته برخی افراد این مشکل روحی را به شکل دیگری تجربه میکنند. آنها دچار کمخوابی و یا بیخوابی شبانه میشوند که یکی دیگر از علائم نوع شدید این بیماری است.
از طرفی نتیجه کمبود خواب با کیفیت و آرام نیز میتواند اضطراب بدون دلیل باشد که یکی دیگر از نشانههای افسردگی است.

اضطراب
اضطراب اغلب همراه با افسردگی شکل میگیرد و بخواهیم مثال بزنیم این دو مانند نگهبانان جهنم هستند که شما را وارد دوزخ میکنند و مطمئن میشوند که آنجا میمانید.
همچنین اضطراب به کمک درمانهای تخصصی و همراه با افسردگی از بین میرود و نیازی به درمان مجزا ندارد. علائم آن عبارت هستند از:
- عصبی بودن، بی قراری یا احساس تنش
- احساس خطر، وحشت یا ترس
- ضربان قلب سریع
- تنفس سریع و پی در پی
- افزایش یا تعریق شدید
- لرزش یا انقباض عضلانی
- ناتوانی در تمرکز درست یا مشکل فکر کردن واضح در مورد هر چیزی غیر از چیزی که نگران آن هستید.
علائم افسردگی در مردان
علاوه بر نشانههای عمومی، این بیماری در جنسیتهای مختلف به شکلهای متفاوتی بروز میکند. علائم آن در مردان معمولا به علت تفاوتهای فیزیکی و روحی آنها، بیشتر به صورت تحریکپذیری، رفتارهای فرار یا پرخطر، سوءمصرف مواد یا عصبانیت نابهجا است.
همچنین مردان دیرتر از زنان افسردگی خود را شناسایی میکنند و تمایل کمتری به شرکت در برنامههای درمانی دارند.

تغییر وزن و اشتها
تغییرات وزن و اشتها بنا به فرد میتواند تغییر کند. یعنی یک نفر ممکن است در اثر افسردگی بیاشتها شود ولی دیگری در اثر همین بیماری، اشتهای بیشتری داشته باشد و وزن او بالا برود.
البته وقتی میتوانیم بیاشتهایی و پرخوری را به این مشکل ربط دهیم که این اتفاق بهصورت عصبی و تقریبا غیرارادی رخ دهد. یعنی فرد نتواند اشتهای خود را با کنترل کم یا بیشتر کند.
نوسانات خلقی و احساسات غیرقابل کنترل
یکی از نشانههای افسردگی نوسانات شدید خلقی است. بهنحوی که لحظهای میخندید و شاد هستید و در مواقع دیگر نمیتوانید جلوی هق هق گریه خود را بگیرید.
یکی از علائم نوع شدید این بیماری این است که نمیتوانید احساسات خود را کنترل کنید. مثلا ممکن است بسیار تحریکپذیر شوید و حتی نفس کشیدن و راه رفتن آدمها شما را دیوانه کند.
داشتن افکاری در مورد مرگ
فکر به مرگ یا خودکشی یکی از علائم افسردگی شدید است. اگر دائما از خود میپرسید پایان این راه چیست، زندگی برای شما پوچ شده است و فکر میکنید که دیگر به درد نمیخورید، آژیر قرمز برای شما روشن شده است.
حتی ممکن است بارها به روش خودکشی و مرگ خود فکر کرده و اطرافیان خود را در مراسم ترحیمتان تصور کنید.
اما نکته مهم در مورد زنده بودن این است که تنها شانس ما برای تجربه و لذت از این دنیا بهشمار میرود. بنابراین اگر آن را هم از دست بدهید، کسی نمیداند چه چیزی در آن سوی مرگ منتظر شما است. این فرصت را از خود نگیرید.
ناتوانی در تصمیمگیری
یکی از نشانههای افسردگی، تردید مداوم در تصمیمات زندگی است. اگر شما برای انتخاب سادهترین چیزها در زندگی زیادی تعلل میکنید میتواند یکی از علائم این بیماری باشد.
علائم اجتماعی افسردگی
افسردگی بیماری همه جانبه است و تمام بخشهای زندگی شما را تحت تاثیر قرار میدهد. از وضعیت روانی و جسمانی تا ارتباطات اجتماعیتان، همه را عوض میکند.
در این دوره فرد معمولا از معاشرت با دوست و آشنایان خودداری میکند، گوشهگیر و منزوی میشود و اعتماد بهنفس خود را برای ابراز وجود در بین سایرین از دست میدهد.
از طرفی او ممکن است در محیط کار و تحصیل دو رفتار متفاوت نشان دهد یا دچار افت شود و مانند معتادها به کار و درس بچسبد. گرچه بدون تردید هر دوی این رفتارها نتیجه مثبتی ندارند.
شدت افسردگی
این بیماری اغلب میتواند بهتدریج بروز کند. بنابراین تشخیص اینکه مشکلی وجود دارد یا نه، دشوار است. بسیاری از مردم سعی می کنند با علائم خود کنار بیایند، بدون اینکه متوجه شوند حالشان خوب نیست. گاهی ممکن است یکی از دوستان یا اعضای خانواده به شما پیشنهاد دهد که مشکلی وجود دارد.
پزشکان این مرض را براساس میزان جدی بودن آن در یکی از دستههای زیر قرار میدهند.
خفیف
تا حدی بر زندگی روزمره شما تاثیر میگذارد.
متوسط
تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره شما دارد.
شدید
گذر از زندگی روزمره را تقریبا غیرممکن میکند. تعداد کمی از افراد مبتلا به این حالت بیماری ممکن است علائم روان پریشی داشته باشند.
سخن نهایی
بیماری افسردگی یک مساله جدی است که برای ذهن، عضو نامرئی وجود شما، اتفاق میافتد. همانطور که به زخم شدن دستتان اهمیت میدهید، برای بیماری ذهنتان هم اهمیت قائل شوید و از خدمات مشاوره افسردگی استفاده کنید.
یک مشاور حاذق میتواند به توسعه مهارتهای فردیتان کمک کند و با مشاوره صحیح به درمان شما بپردازد. البته او ممکن است شما را برای درمان موثرتر به یک روانپزشک نیز ارجاع دهد تا با دارودرمانی نتایج بهتری بگیرید.
مرکز مشاوره دکتر مریم عبداللهی:
021-28424894
