مقدمه: آغاز ارتباط انسان با جهان از طریق آغوش
آغوش نخستین زبان ارتباطی نوزاد با جهان بیرون است. نوزاد، از همان لحظهای که پا به دنیا میگذارد، با تماس بدن مادر و گرمای آغوش او دنیای اطرافش را میشناسد؛ امنیت، آرامش، عشق و حتی معنا را از طریق بغل شدن تجربه میکند. او هنوز قادر به سخن گفتن نیست، اما در آغوش مادر احساس تعلق و امنیت مییابد. به همین علت در این مقاله با آغوش درمانی آشنا خواهید شد.
نوازش و در آغوش گرفتن نوزاد، پایهگذار احساس اعتماد به دنیا و امنیت درونی است. در مقابل، محرومیت از آغوش در دوران نوزادی میتواند آثار عمیقی بر روان انسان بر جای بگذارد. کودکانی که کمتر در آغوش گرفته میشوند، در بزرگسالی اغلب در ابراز عواطف، همدلی و برقراری ارتباط صمیمانه با دیگران دچار دشواری میشوند.
نقش آغوش درمانی در رشد روانی و اجتماعی انسان
تحقیقات متعدد نشان دادهاند که آغوش درمانی یکی از بنیادیترین نیازهای عاطفی بشر است.
هلن کولتون (Helen Colton) در کتاب خود با عنوان Touch مینویسد:
«بدن انسان برای رشد، شادمانی و سلامت به تماس انسانی نیاز دارد؛ همانطور که برای بقا به هوا و غذا محتاج است.» او توضیح میدهد که آغوش، تنها یک تماس فیزیکی نیست، بلکه پلی است میان جسم، ذهن و روح.
وقتی نوزادی در آغوش گرفته میشود، سیستم عصبی او پیام امنیت را دریافت میکند. این تجربه اولیه، در شکلگیری اعتماد، خودتنظیمی هیجانی و روابط سالم در آینده نقشی اساسی دارد.
کودکانی که مرتباً در آغوش گرفته میشوند، در مهارتهای زبانی، شناختی و عاطفی رشد بیشتری دارند. تماس پوست با پوست و بغل کردن باعث افزایش ترشح هورمون اکسیتوسین میشود که احساس آرامش و پیوند را تقویت میکند.
اثرات درمانی آغوش: از کاهش استرس تا بهبود افسردگی
آغوش درمانی فقط برای نوزادان مفید نیست؛ در بزرگسالان نیز تأثیرات چشمگیری دارد.
تحقیقات نشان دادهاند که در آغوش گرفتن میتواند اضطراب، استرس و افسردگی را کاهش دهد.
در هنگام بغل کردن، هورمون اکسیتوسین ترشح میشود که باعث احساس صمیمیت، کاهش ضربان قلب و تنظیم فشار خون میگردد.
افرادی که تماس فیزیکی مثبت و محبتآمیز را در زندگی خود تجربه میکنند، معمولاً سطح پایینتری از هورمون کورتیزول (هورمون استرس) دارند.
به همین دلیل، آغوش درمانی در کنار درمانهای روانشناختی دیگر به عنوان روشی طبیعی برای بازیابی آرامش و تعادل هیجانی توصیه میشود.
مکانیزم فیزیولوژیک بغل کردن
ریشه واژهی «بغل کردن» (Hugging) از فعل اسکاندیناویایی قدیم Hugga گرفته شده، به معنای آرامش دادن و دلگرم کردن.
در دههی ۱۹۷۰، پژوهشگران دریافتند که هنگام بغل کردن، مغز انسان اندورفینها را ترشح میکند؛ ترکیبات طبیعی و شادیبخشی که موجب احساس رضایت و کاهش درد میشوند.
یک آغوش صادقانه میتواند همان اثری را بر مغز بگذارد که داروهای ضداضطراب دارند، با این تفاوت که طبیعی، سالم و بدون عارضه است.
اگر کودک از تماس عاطفی و فیزیکی محروم شود، بخشهایی از مغز او که به تنظیم هیجانات مربوطاند رشد کامل پیدا نمیکنند. نتیجه آن، اضطراب، بیاعتمادی یا سردی عاطفی در بزرگسالی است.
پیامدهای روانی و اجتماعی محرومیت از آغوش
محرومیت از آغوش در دوران کودکی و حتی در بزرگسالی، میتواند زمینهساز مشکلات عمیق روانی شود.
کودکانی که کمتر بغل میشوند یا محبت فیزیکی دریافت نمیکنند، در آینده معمولاً:
-
در بیان احساسات خود ناتوان هستند.
-
از صمیمیت و نزدیکی هیجانی میترسند.
-
در روابط عاطفی بیاعتماد یا سرد میشوند.
-
بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و انزوا قرار دارند.
روانشناسان معتقدند بخش مهمی از اختلالات شخصیتی و هیجانی ریشه در کمبود آغوش و تماس بدنی امن در دوران کودکی دارد.
نتیجهگیری
آغوش، نه فقط یک رفتار عاطفی، بلکه نیازی زیستی و روانی است. بدون آن، انسان نمیتواند احساس امنیت، عشق و پیوند واقعی را تجربه کند.
آغوش درمانی، با تمام سادگیاش، یکی از مؤثرترین راهها برای التیام هیجانی و رشد عاطفی است.
هر بغل صادقانه، نه تنها تماس دو بدن، بلکه پیوندی میان دو روح است.
برای پرورش نسلی سالم، مهربان و با ثبات عاطفی، باید از همان روزهای نخست زندگی، آغوش را به زبان عشق تبدیل کنیم.
مرکز مشاوره دکتر مریم عبداللهی:
021-28424894
