عشق نوروتیک چیست؟

عشق نوروتیک

عشق نوروتیک نوعی الگوی رابطه‌ای است که در آن فرد به‌جای تجربه عشقی بالغ، آزاد و مسئولانه، درگیر وابستگی‌های ناسالم، اضطراب، ترس از رهاشدگی و نیاز افراطی به تأیید و توجه می‌شود. در این نوع عشق، احساسات بیشتر ریشه در کمبودهای دوران کودکی، تعارض‌های حل‌نشده با والدین و الگوهای دلبستگی ناکارآمد دارد تا در شناخت واقعیِ شریک عاطفی. فرد معمولاً معشوق را یا بیش‌ازحد ایده‌آل سازی، می‌کند و یا دائماً از دست دادن او می‌ترسد، به همین دلیل رابطه ناپایدار، پرتنش، هیجانی و فاقد صمیمیت بالغ می‌شود و امکان رشد روانی و هیجانی طرفین را محدود می‌کند.

انواع متداول عشق نوروتیک

۱) عشق نوروتیک وابسته به مادر

این نوع عشق معمولاً در مردانی دیده می‌شود که از نظر رشد عاطفی هنوز در مرحله‌ی دلبستگی‌های کودکانه به مادر باقی مانده‌اند. این افراد همچنان احساسات کودکانه دارند و به محبت، حمایت، توجه، دلسوزی و تحسین مادر وابسته‌اند. آنان عشق بی‌قید و شرط مادری را می‌خواهند؛ عشقی که تنها به‌خاطر «نیازمند بودنشان» نثارشان شود.

چنین مردانی حتی اگر بتوانند در رابطه عاشقانه‌ای موفق شوند، در ظاهر بسیار مهربان و دلپذیرند اما رابطه‌شان سطحی و عاری از مسئولیت‌پذیری است.
در رابطه از شریک خود انتظار مهربانی و نرمی بیش از حد دارند، قدرت حل مسئله پایینی دارند و همین بی‌مسئولیتی باعث دلسردی طرف مقابل می‌شود.

هدف آن‌ها این است که “معشوق” باشند، نه “عاشق”.

۲) عشق نوروتیک مبتنی بر جست‌وجوی محبت پدر

در این الگو، مادر فرد سرد و غیراحساسی بوده اما پدر محبت و توجه خود را به پسر معطوف کرده است. کودک تنها از محبت پدر دلخوش است و برای جلب رضایت او تلاش می‌کند. این مردان در بزرگسالی به‌دنبال «چهره‌ی پدرانه» در زندگی خود می‌گردند.
غالباً در فعالیت‌های اجتماعی و کاری موفق هستند، اما زن برای آنان اهمیت عاطفی جدی ندارد و معمولاً زنان را کم‌اهمیت‌تر می‌پندارند. در آغاز رابطه ممکن است جذاب و تأثیرگذار باشند، اما پس از ازدواج زن درمی‌یابد که مهر و توجه پدرانه بر زندگی او سایه انداخته و این وضعیت به‌تدریج باعث ناامیدی می‌شود—مگر اینکه زن نیز دلبستگی شدیدی به پدرش داشته باشد.

در این نوع زندگی معمولاً شور و هیجان کم است و برای زنی با دلبستگی سالم به پدر، رابطه به‌مرور یکنواخت و خسته‌کننده می‌شود.

۳) عشق نوروتیک ناشی از رابطه سرد والدین

در این نوع، پدر و مادر با وجود نداشتن رابطه صمیمانه، از درگیری مستقیم پرهیز می‌کنند. این فاصله عاطفی سبب می‌شود رابطه والدین با کودک نیز صمیمانه نباشد. کودک به دنیای درونی خود پناه می‌برد و از واقعیت فاصله می‌گیرد، و همین الگو در روابط عاشقانه‌اش نیز تکرار می‌شود. این دوری اغلب اضطراب شدید ایجاد می‌کند و زمینه‌ساز تمایلات «مازوخیستی» می‌شود، زیرا تجربه هیجان شدید تنها از طریق درد و رنج روانی برای فرد ممکن می‌شود. چنین فردی توان عشق ورزیدن واقعی را ندارد و تنها در خیال خود با معشوق رابطه صمیمانه برقرار می‌کند.

۴) عشق بت‌پرستانه (Idealizing Love)

وقتی فرد در مرحله‌ی هویت‌یابی نوجوانی توقف کرده باشد و احساس «من» مستقل شکل نگرفته باشد، معشوق را به بت تبدیل می‌کند. در چنین رابطه‌ای، فرد قدرت شخصی خود را کنار می‌گذارد و در معشوق «گم» می‌شود.

از آنجا که هیچ‌کس نمی‌تواند همیشه مطابق انتظارات فرد وابسته رفتار کند، این عشق شدید اولیه به‌زودی به سرخوردگی منجر می‌شود و فرد ناچار دنبال «بت جدید» می‌گردد.
این افراد معمولاً شخصیت بسیار وابسته‌ای دارند.

۵) عشق احساسی و خیالی

این نوع عشق بر پایه این باور شکل می‌گیرد که عشق فقط در خیال وجود دارد، نه در واقعیت.
تا زمانی که عشق در رؤیا و تخیل باقی بماند، فرد از آن لذت می‌برد؛ اما به‌محض ورود به رابطه واقعی، یخ می‌زند و نمی‌تواند ادامه دهد.

در شکل دیگری از این نوع عشق، زوج تحت‌تأثیر خاطره‌ی عشقی گذشته یا تصوری شیرین از آینده قرار می‌گیرند؛ در حالی که در زمان واقعیِ وقوع آن شرایط، احساس عشق نداشته‌اند. این افراد یا در گذشته زندگی می‌کنند یا در آینده؛ و به زمان حال تعلق ندارند.

۶) عشق مبتنی بر فرافکنی نقص‌ها

در این نوع عشق، فرد ضعف‌ها و کمبودهای خود را به معشوق فرافکنی می‌کند و به‌جای مواجهه با مشکلات درونی خود، بر نقص‌های طرف مقابل تمرکز می‌کند. اگر هر دو طرف چنین الگویی داشته باشند، هردو از مشکلات خود غافل می‌مانند و هیچ‌گاه در مسیر رشد شخصی پیش نخواهند رفت.

در نتیجه:

در مجموع، عشق نوروتیک نشان می‌دهد که بسیاری از دشواری‌های روابط عاطفی نه از «کمبود عشق»، بلکه از زخم‌های درمان‌نشده و نیازهای برآورده‌نشده گذشته سرچشمه می‌گیرد. چنین عشقی اگرچه ممکن است در ابتدا پرشور و هیجان‌انگیز به‌نظر برسد، اما در بلندمدت توان ساختن یک رابطه سالم، پایدار و رضایت‌بخش را ندارد؛ زیرا بر ترس، وابستگی و خیال‌پردازی بنا شده است نه بر شناخت، مسئولیت‌پذیری و صمیمیت بالغ. فهم این الگو به فرد کمک می‌کند ریشه‌های مشکلات عاطفی خود را شناسایی کند، مسیر رشد هیجانی را طی کند و به جای تکرار الگوهای ناکارآمد، توانایی تجربه عشقی سالم‌تر و بالغ‌تر را به دست آورد.

مرکز مشاوره دکتر مریم عبداللهی:

021-28424894

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سرپرست نویسندگان
دکتر مریم عبداللهی- مشاوره خانواده و کودک

مریم عبدالهی

ارشد روانشناسی عمومی
مشاوره ازدواج، مشاوره فردی

رزرو یک جلسه مشاوره