حسادت مادر به دختر/ دلایل روانشناختی و راهکارهای بهبود رابطه

حسادت مادر به دختر

عشق بین یک مادر و یک دختر گاهی اوقات بسیار شگفت انگیز است. برخی از مادران و دختران به طور باورنکردنی رابطه ای محکم در زندگیشان دارند که هرگز شکسته نمی شود. با این حال، انواع دیگری از روابط مادر و دختر وجود دارد که شاید باور نکنید که وجود داشته باشد. شاید تصور نمی شود که مادری جز خوشحالی دخترش چیزی بخواهد، اما در واقعیت چنین نیست و برخی مادران به طرز شدیدی به دخترانشان حسادت می کنند. سوالی که پیش می آید اینست که علت حسادت مادر به دختر چه می تواند باشد. در این مقاله به این موضوع پرداخته شده است.

علت حسادت مادر به دختر چیست؟

دخترها از همان کودکی توجه همه را به خود جلب می کنند. البته این که دختر شیرین زبان و دوست داشتنی باعث خوشحالی مادر است. اما وقتی دختران توجه همسرشان را هم به خود جلب می کنند، کم کم باعث رنجش مادر خواهد بود. زن همیشه می خواهد که نفر اول زندگی شوهر خود باشد و این باعث حسادت او به دخترش خواهد شد.

در بعضی موارد، والدین به محض تولد فرزندان خود، عاشقشان نمی شوند. گاهی اوقات این عشق نیاز به زمان دارد تا تغذیه و رشد کند. زمان برای زنانی که از افسردگی بعد از زایمان رنج می برند بسیار مناسب است. اگر عوامل دیگری در ناراحتی مادر از جمله توجه همسر به کودک دخیل شوند، باعث حسادت مادر خواهد شد. حسادت مادر به نوزاد ممکن است از همان ابتدا شکل گیرد.

بعضی از مادران در تمام زندگی خود بسیار جذاب بوده اند و حالا یک دختر زیبا دارند که توجه همه را به خود جلب کرده است یک افسانه وجود دارد که وقتی مادری دختری به دنیا می آورد، با رشد دخترشان زیبایی و جوانی مادر از بین می رود. به همین دلیل برخی مادران از دخترانشان عصبانی هستند. البته این تنها یک خرافات است ولی زندگی خیلی ها هنوز به خرافات وابسته اند. پس در این نوع افراد حسادت مادر به پسر کمتر دیده می شود، چون آنها دختر را علت از دست رفتن زیبایی شان می دانند.

پای درد و دل یک مادر
  • خودم را خوشبخت می دانم، چرا که همسری دارم که بهترین دوست من به شمار می آید و دو دختر جوان و سالم نیز دارم.  اما به شدت احساس گناه می کنم. باید اعتراف کنم که به دخترهایم حسادت می کنم. حقیقت این است که همسرم به دخترهایمان توجه و محبت بیشتری می کند تا به من. از اینکه همسرم پدری خوب و فوق العاده است و این قدر به دختر هایمان توجه می کند، پیش همه پز می دهم. اما احساس می کنم به توجه جسمی و نزدیکی روحی بیشتری از جانب او نیازمندم. بارها سعی کرده ام با او در این باره صحبت کنم، اما همیشه دست آخر او احساس می کند از او انتقاد کرده ام و از نظر روحی-احساسی نیز از من فاصله می گیرد. آیا من توقع زیادی دارم؟
خودتان چه عقیده ای دارید؟

هزاران زن ومادر احساسی نظیر احساس شما دارند، چرا که شوهر آنان نیز به فرزندانشان بیشتر توجه می کند تا به آنان. شما «بد»، «حسود» یا «عجیب و غریب» نیستید. فقط پاسخ برخی از نیاز هایتان را از شوهرتان نگرفته اید.

نظیر همین شکایت را از زبان مردانی شنیده ام که از همسرانشان شکایت داشته اند که بیشتر به بچه ها توجه می کنند تا به آنان. بنابر این اولین قدم این است که دست از سرزنش کردن خود بردارید. شما نظیر همان محبت و توجهی را می خواهید که همسرتان به دخترانتان می کند.
البته که شما حسود هستید. چرا که دختر کوچولوی درونتان تشنه ی محبت و صمیمیت است. شما می دانید که همسرتان توانایی محبت کردن به شما را دارد چرا که دیده اید چگونه به دخترانتان محبت می کند.

میدانم که احساس بسیار بدی است وقتی می بینید رقیبان شما دخترانتان هستند، همان هایی که خیلی دوستشان دارید. اما کاری هست که شده. دانستن برخی نکته ها به شما کمک می کند دریابید چرا همسرتان چنین رفتاری دارد.

چرا پدر به فرزند بیشتر توجه می کنند؟

داستان از این قرار است که برای همسرتان بسیار ساده است تا از لحاظ روحی-احساسی در برابر فرزندانتان سخاوتمند باشید چرا که آنان هرگز به جان او نق نمی زنند و از او انتقاد نمی کنند یا اشکالات و اشتباهات او را به رخش نمی کشند. به عبارت دیگر آنان او را بی قید و شرط دوست دارند. این احساس دوست داشتنی بودن باعث می شود همسرتان در کنار آنان احساس امنیت کند و بدین ترتیب در حق آنان بخشنده تر ومهربان تر باشد و دریچه ی دل خود را به سوی آنان باز کند.

اما ماجرای شما طور دیگری است. او در نزد شما از همان جایگاهی که نزد دخترانتان دارد، برخوردار نیست. شما برخلاف دخترانتان خیال نمی کنید او خیلی باهوش است .در واقع او را همان طور که هست می بینید. بنابر این برای همسرتان بسیار سخت است که همان احساس امنیت و همان احساس دوست داشتنی بودن را که در کنار دخترانتان دارد، درکنار شما داشته باشد برای برخی پدرها ومادرها مهربان بودن با فرزندان راحت تر است تا با یکدیگر مهربان بودن.

اما نکته این است که ازدواج به طرزی مطلوب به ما یاد می دهد چگونه با وجود کاستی ها و ضعف هایمان بتوانیم همواره یکدیگر را دوست بداریم .

چگونه می توانم کاری کنم که همسرم بیشتر به من توجه کند تا به فرزندانم؟

حال به این نکات عملی توجه کنید :

  • رابطه ی شما و شوهرتان باید نخستین اولویت زندگی شما به حساب بیاید.
  • رابطه با فرزندانتان در مرتبه ی دوم قرارمی گیرد.

به شدت باور دارم که شما باید نفر اول زندگی همسرتان محسوب شوید نه پس مانده ی دخترانتان، که تازه اگر چیزی باقی مانده باشد به شما برسد.

چنانچه رابطه و ازدواجتان سالم نباشد. دیگر اهمیت ندارد که فرزندانتان چقدر احساس بهره مندی از عشق و محبت می کنند. در این صورت آنان نیز در محیطی مناسب و مثبت رشد نمی کند و این الگو را نمی آموزند که رفتار شایسته با زن چگونه است.

هرچه رابطه ی شما با همسرتان قوی تر باشد برای فرزندانتان نیز پدر مادر بهتری خواهید بود.

اولین مسئولیت همسرتان باید خوشحال نگهداشتن شما وبه قدر کافی عشق ورزیدن به شما باشد چرا که این کار او ثبات و ماندگاری زندگی خانوادگی تان را برای بچه ها تضمین خواهد کرد. هر چه شما خوشحال تر باشید، دخترانتان نیز خوشحال تر خواهند بود.

اگر شما یا اطرافیانتان با مشکل حسادت مادر به دختر یا سایر مسائل خانوادگی مواجه هستید، گروه مرکز مشاوره دکتر مریم عبداللهی با ارائه مشاوره‌های حضوری، آنلاین و تلفنی در زمینه بهبود روابط خانوادگی و زناشویی همراه شما خواهد بود.

021-28424894

2 پاسخ

  1. از کسی به نام مادر متنفرم. بچگی .هوش مدرسه. آرامش آروم بودنم. سلامت روان و جسمم. موفقیتهام و راحت بگم کل زندگیم. هر روز زنده به گورم کرد.ی کسی بنام پدر بخاطر بی مسولیتیش انگار نه انگار. و سالهای پیریشون با هم یکی شدن. ی خواهر که مثل مادر بود حیف از این القاب. همه کاری براشون کردم همه کار که بهشون محبت کنم. حالا که ۴۰سال هستم میفهمم چقدراشتباه کردم. نگذاشتن با خواستگارهای خوبی که داشتم ازدواج کنم. یایسگی زودرس چند سال پیش گرفتم. کار خوبم از دست دادم تحت تاثیر آبروریزی اونها…. کلا الان ی پیر دختر تنها که زیبایی و سلامتش از دست رفته و اونها الان فحاشی میکنن که خراب بودی که شوهر نکردی.ولی سکوت من و پاکی که حفط گردم و توکل کردم اما کووو ….

    1. سلام و وقت به خیر
      احساس و ناراحتی شما کاملا قابل درک هستش خیلی متاسفم برای تجربیات تلخی که داشتید.
      الان که آگاه شدین به ریشه یکسری از مشکلاتتون بهتره به جای خشم و کینه در مسیر درمان رهایی
      از خاطرات بد گذشته قرار بگیرید و به خودتان کمککنید که یک زندگی موفقو شاد رو برای خودتون بازسازی کنید
      درسته اطرافیان شما اشتباهاتی رو داشتند ولی شما الان فرد بالغی هستید که مسئول انتخاب ها و رفتار ها و حتی
      آسیبهایی هستید که خودتان نقش در آنها نداشتید . پس به جای سکوت و خشم حتما از جلسات مشاوره استفاده کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سرپرست نویسندگان
دکتر مریم عبداللهی- مشاوره خانواده و کودک

مریم عبدالهی

ارشد روانشناسی عمومی
مشاوره ازدواج، مشاوره فردی

رزرو یک جلسه مشاوره