نیازهای کودک و پاسخ به آن و جلوگیری از لوس شدن کودک

پاسخ به نیازهای کودک

یکی از سوالات مهم والدین این است که آیا پاسخگو بودن همیشگی به نیازهای کودک در سال‌های اول تولد باعث لوس شدن او می‌شود؟ و در کل، مادر تا چه زمانی باید به تمام خواسته‌ها و نیازهای کودک پاسخ مثبت بدهد؟ پاسخ به این سوال نیازمند درک دقیق مراحل رشد و نیازهای هیجانی کودک است. والدین باید بدانند که باید و نبایدها در تربیت کودکان بسیار اهمیت دارند و در سنین مختلف، شیوه پاسخگویی به نیازهای کودک متفاوت است و والدین وظیفه دارند روابط و حد هر رابطه ای را به کودک بیاموزند.

اهمیت سیستم دلبستگی در سال‌های اول زندگی

در یک و نیم سال اول زندگی، تمرکز اصلی بر ایجاد سیستم دلبستگی ایمن است. زمانی که کودک شش تا هفت ماهه گریه می‌کند، این اقدام او برای بیان نیازهای خود است و والدین باید به این نیازها پاسخ دهند. برخلاف باورهای قدیمی که گفته می‌شود «نباید کودک شیرخوار را بغل کنیم چون بغلی می‌شود»، این رویکرد می‌تواند باعث شکل‌گیری دلبستگی ناایمن شود. دلبستگی ناایمن به این معناست که کودک احساس امنیت کافی نخواهد داشت و در آینده به مادر بیش از حد می‌چسبد و استقلال کمتری پیدا می‌کند.

بنابراین، در این سن، پاسخگو بودن به نیازهای کودک نه تنها باعث لوس شدن او نمی‌شود، بلکه پایه‌های اعتماد و امنیت روانی او را شکل می‌دهد. کودک با حس امنیت رشد می‌کند و در آینده بهتر می‌تواند خواسته‌ها و هیجانات خود را مدیریت کند.

پاسخ به خواسته‌های غیرمنطقی پس از یک و نیم تا دو سالگی

پس از حدود یک و نیم تا دو سالگی، کودک کم کم مرزهای رفتاری خود را می‌شناسد و مفهوم باید و نباید را می‌آموزد. در این مرحله، والدین می‌توانند در برابر خواسته‌های غیرمنطقی کودک مقاومت کنند. اگر کودک با گریه و داد و بیداد چیزی بخواهد که منطقی نیست، والدین می‌توانند این خواسته را نادیده بگیرند.

این مقاومت به کودک کمک می‌کند توانایی به تأخیر انداختن رضایت را یاد بگیرد. یعنی کودک می‌آموزد که همه خواسته‌هایش همیشه برآورده نمی‌شوند و باید صبر و تحمل را تجربه کند. این مهارت یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است که تا بزرگسالی به او کمک می‌کند تا بتواند با مشکلات و ناکامی‌ها به شیوه‌ای سالم برخورد کند.

اجتناب از تهدید و ابزارهای هیجانی

والدین باید دقت کنند که هرگز از تهدید و ابزارهای هیجانی برای کنترل کودک استفاده نکنند. جملاتی مثل «من دیگر دوستت ندارم» یا «من دیگر مامانت نیستم» بسیار آسیب‌زا هستند. حتی اگر کودک به این دلیل اطاعت کند، احساس ترس و عدم امنیت در او شکل می‌گیرد و اعتماد به والدین کاهش پیدا می‌کند.

رفتار والدین باید متعادل، آرام و صبورانه باشد. اگر کودک همچنان گریه یا داد و بیداد می‌کند، والدین باید آرامش خود را حفظ کنند و به رفتار طبیعی خود ادامه دهند، بدون اینکه از ترس یا خشم واکنش نشان دهند.

ادامه روند دلبستگی و محبت در سنین بالاتر

روند دلبستگی و محبت باید حتی بعد از گذر از دوران شیرخوارگی نیز ادامه پیدا کند. ایجاد خاطرات هیجانی مثبت و شاد با کودک، سرمایه‌ای بزرگ برای زندگی او محسوب می‌شود. این خاطرات در بانک عاطفی کودک ذخیره می‌شوند و حتی زمانی که والدین دیگر در زندگی او حضور نداشته باشند، کودک می‌تواند از این سرمایه عاطفی بهره ببرد.

والدین باید تلاش کنند که لحظات شادی، بازی و ارتباط صمیمانه با کودک ایجاد کنند. بازی کردن با کودک، گوش دادن به حرف‌هایش، و شرکت در فعالیت‌های مشترک، همه به شکل‌گیری دلبستگی ایمن و احساس امنیت در کودک کمک می‌کنند.

شناخت نیازهای کودک و مرزهای منطقی

در سنین مختلف، کودک نیازهای متفاوتی دارد. پاسخگویی به نیازهای اولیه، مثل غذا، خواب، و بغل کردن، بسیار اهمیت دارد. اما با گذر زمان، کودک باید مرزهای منطقی را بشناسد و یاد بگیرد که همه خواسته‌هایش برآورده نمی‌شوند.

والدین می‌توانند با توضیح دادن منطقی و آرام به کودک، علت نادیده گرفتن برخی خواسته‌ها را بیان کنند. مثلاً بگویند: «الان وقت بازی کردن نیست، بعد از ناهار با هم بازی می‌کنیم». این نوع پاسخ‌ها باعث می‌شود کودک حس امنیت و اعتماد به والدین را از دست ندهد و همزمان مهارت صبر و انتظار را یاد بگیرد.

نقش تعامل مثبت والدین در تربیت کودک

والدین نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت و سلامت روانی کودک دارند. وقتی کودک در محیطی محبت‌آمیز، صبور و پاسخگو بزرگ شود، اعتماد به نفس، استقلال و مهارت‌های اجتماعی قوی‌تری پیدا می‌کند. برعکس، عدم پاسخگویی مناسب یا استفاده از تهدید و خشونت می‌تواند باعث اضطراب، ترس از طرد شدن و مشکلات رفتاری در کودک شود.

جمع‌بندی

در سال‌های اول تولد، پاسخگویی کامل به نیازهای کودک، نه تنها باعث لوس شدن او نمی‌شود، بلکه پایه‌های دلبستگی ایمن و اعتماد به والدین را شکل می‌دهد. پس از یک و نیم تا دو سالگی، والدین می‌توانند با ایجاد مرزهای منطقی و پاسخگویی محدود به خواسته‌های غیرمنطقی، مهارت صبر و تأخیر در رضایت را به کودک آموزش دهند.

استفاده از تهدید یا ابزارهای هیجانی برای کنترل کودک بسیار مضر است و می‌تواند اثرات منفی طولانی‌مدتی بر سلامت روان کودک داشته باشد. ایجاد خاطرات هیجانی مثبت، بازی، محبت و تعامل صادقانه، سرمایه عاطفی بزرگی برای کودک فراهم می‌کند که تا بزرگسالی به او کمک می‌کند.

مرکز مشاوره و روانشناسی دکتر مریم عبداللهی با بیش از ۱۵ سال سابقه در ارائه خدمات تخصصی روانشناسی دارد. این مرکز با بهره‌گیری از متدهای نوین درمانی، خدمات مشاوره‌ای حضوری و آنلاین را در زمینه‌های مختلف ارائه می‌دهد.

021-28424894

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سرپرست نویسندگان
دکتر مریم عبداللهی- مشاوره خانواده و کودک

مریم عبدالهی

ارشد روانشناسی عمومی
مشاوره ازدواج، مشاوره فردی

رزرو یک جلسه مشاوره