هر نوع بدبینی که بدون سند و مدرک باشد و مدام فکر فرد را به خود مشغول کند بیماری شناخته می شود.
بیماری شک از آن بلاهای خانمان سوزی است که فرد مبتلا را محکوم به زندگی در جهنمی دائمی می کند. شک از رذائلی است که دنیا و آخرت انسان را با هم به باد می دهد، فرد را گرفتار نوعی سیاهی و بدبختی طاقت فرسا می کند، روابط را ویران می سازد و خانواده ها را به باد می دهد.
معاشرت با فرد شکاک و بی اعتماد، حقیقتاً غیرقابل تحمل و آزاردهنده است، زیرا این افراد بی عاطفه اند و نمی توانند با دیگران رابطه عاطفی پایداری را برقرار کنند. این اختلال گاه شدت می یابد و شخص، کج خیال و بدبین و به اصطلاح پارانوئید می شود. این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دستشان می رسد، تهمت بزنند.
اگر سوءظن به یک اتفاق هر روزه تبدیل شود، میتواند مشکلساز شود. فرد شکاک معمولاً احساس ناامنی میکند و بدترین چیزها را درمورد همسرش تجسم میکند. حتی یک اتفاق ساده مثل برنداشتن تلفن توسط همسرش میتواند زندگی فرد شکاک و همچنین همسر و بقیه اطرافیانش را جهنم کند. افراد شکاک آرامش روحی و روانی را از خود و دیگران سلب میکنند.
گاهی اوقات سوءظن به خیانت درست به اندازه همان خیانت میتواند به رابطه آسیب بزند. اگر شکها نادرست باشند، همسر فرد شکاک حالت دفاعی گرفته و او را سرزنش خواهد کرد. گاهیاوقات حتی ممکن است وسوسه شود که واقعاً خیانت کند.
افراد شکاک افرادی شدیداً متزلزل هستند که احساس ناامنی میکنند و حتی ممکن است تا جای پیش بروند که دست به کشتن همسرشان بزنند. حتی ممکن است بخاطر حس عدم امنیت و اطمینانشان خودکشی کنند. به همین دلیل اگر فکر میکنید که همسرتان بی هیچ دلیلی به شما شک دارد، به او کمک کنید شکهایش را برطرف کند. اگر باز درست نشد، قبل از اینکه دیر شود از متخصص کمک بگیرید.
رواندرمانی راهحل غلبه بر شکاکی
اطرافيان بيمار از آنجا که کلافه و خسته ميشوند، سعي ميکنند داروهاي آنها را به شکلي به خوردشان بدهند، اما اين شيوه قابل ادامه نيست و در صورتي که بيمار متوجه شود، شک و بياعتمادي او بيشتر ميشود. يگانه راه درمان شک و سوءظن، درمان تخصصي رواندرماني است تا ريشههاي بدبيني، احساس حقارت، احساس ناامني و بيکفايتي بيمار شناسايي و با حوصله و در زماني نسبتاً طولاني درمان شود.
در اين فرآيند ممکن است استفاده از دارو هم لازم باشد. از آنجا که افراد شکاک علاقهاي به ارتباط با ديگران ندارند و در صورت ايجاد رابطه، شور و احساسي از خود نشان نميدهند و بيشتر به دنبال تنهايي و گوشهنشيني هستند. راهحلهای درمان بیاعتمادی شايد يکي از راههاي اوليه براي شروع درمان، تشويق آنها بهنوشتن، موسيقي، نقاشي يا هر هنر ديگري باشد که در ابتداي امر نيازي به تماس مستقيم با ديگران ندارند. بيمار از اين طريق ميتواند احساسات، ترسها، نگرانيها و عقدههاي خود را بيرون بريزد، بيآن که به کسي صدمه بزند.
از سوي ديگر اين نوع رواندرماني فردي معمولاً يگانه روشي است که اين نوع بيماران ميتوانند تحمل کنند. هنر قادر است احساسات بيمار را برانگيزد و بهتدريج در او شور و شوق پديد بياورد. مرحله دوم شناخت اعضاي خانواده بيمار از مشکل اوست که موجب ميشود بهتر بتوانند او را تحمل کنند. توقع تحمل چنين بيماري آزاردهندهاي از سوي ديگراني که خبر از وضع بيمار ندارند، توقع بيجايي است، اما اگر اعضاي خانواده به درستي توجيه شوند و در جريان اين بيماري و عواقب شوم آن قرار بگيرند و حقيقتاً باور کنند که فرد شکاک و بياعتماد به ديگران، بيمار است، به طور قطع بهتر ميتوانند به او کمک کنند.
پس از آن که بيمار بهتدريج ارتباط با خود و جهان پيرامون خود را درک کرد و به مرحلهاي رسيد که ميشود او را کم و بيش تحمل کرد، حالا ميتوان با حوصله و کمکم مهارتهاي اجتماعي از قبيل ارتباط سالم با ديگران را شروع کرد.
اما راههایی برای به حداقل رساندن یا حتی از بین بردن این شک و تردید به خود وجود دارد.
۱. اولین تصمیمی که میگیرید باید این باشد که تردید به نفس و ترس خود را بشناسید و تشخیص دهید. باید آن را همان که هست بنامید نه چیزی دیگر. بعنوان مثال وقتی درمورد یک تصمیم ترسی دارید یا برچسب «نمیتوانم» به آن میزنید و احساس اضطراب و عصبی بودن دارید، آن ترس است.
۲. دوم، وقتی ترس و تردید به خود را شناختید، باید آن را اندازه گیری کنید. برای این کار از خود میپرسید: «برای این تصمیم چقدر احساس ترس و شک به خود دارم؟» تعیین سطح این تردید نفس به شما برای درک سنگینی موقعیت کمک میکند.
۳. همین تشخیص شک و تردید به خود، به شما برای کنار آمدن با آن کمک میکند، زیرا وقتی بفهمید چیست، میتوانید راههای عملی برای برخورد با آن پیدا کنید.
۴. چهارم، به بدترین سناریو ممکنی که امکان دارد درنتیجه تصمیمتان اتفاق بیفتد، فکر کنید. اغلب بدترین سناریو خجالت کشیدن و تحقیر شدن درصورت شکست تصمیممان است. تصور کردن بدترین نتیجه ممکن به شما کمک میکند همه چیز را از دید بهتری ببینید و ترس و تردید خود را کاهش دهید. میفهمید که قدرت کنار آمدن و مقابله با این تصمیم درصورت اشتباه بودن را دارید.
۵. سپس، حمایت اطرافیانتان را جمع کنید و اطلاعاتی جمع آوری کنید که در برخورد با بدترین سناریو بتواند کمکتان کند. با پشتیبانی و اطلاعات برای مقابله با درکتان از تصمیم مجهزتر خواهید بود. با برخورد با موقعیت متوجه میشوید، ترس و تردید به نفستان از هم میپاشد و میفهمید اگر بدترین حالت ممکن اتفاق افتاد، چطور باید برخورد کنید.
بیشتر تردیدها و ترسها نسبت به تصمیمگیری هایمان در ادراکات خیالی ما هستند. وقتی با پشتیبانی و اطلاعات با این ادراکات روبه رو میشویم، احتمال شکست خوردن تصمیماتمان کمتر خواهد شد. تنها کاری که باید بکنید این است که با این ترس و تردید روبه رو شوید و برای مقابله با آن وارد عمل گردید.
